X
تبلیغات
روش تحقیق در علوم سیاسی مسائل ایران

روش تحقیق در علوم سیاسی مسائل ایران

روش تحقیق در مطالعات مسائل ایران

...

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 13:5  توسط   | 

 

علل ضعف جایگاه احزاب در ایران چه بوده است؟(1283-1332

عنوان درس: روش تحقیق

استاد: دکتر کیومرث اشتریان

دانشجو: سمانه شفیع زاده

پاییز 89


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم بهمن 1389ساعت 12:51  توسط سمانه شفیع زاده  | 

کتاب ها...

 

1-ارنت  هانا ,توتالیتا ریسم ترجمه مهدی ثلاثی ) تهران خوارزمی 1361(.

.2آيتي حميد، آزادي عقيده و بيان به همراه دونوشته حقوقي ديگر،( تهران: فردوسي، 1۱۳۷ (-

3-ارون  ریمون ,مراحل اندیشه سیاسی در جامعه شناسی. ترجمه باقر پرهام,   (تهران:سازمان انتشارات و اموزش انقلابی اسلامی 1364).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم بهمن 1389ساعت 20:34  توسط سمانه شفیع زاده  | 

کتاب ها...

 

1-ارنت  هانا ,توتالیتا ریسم ترجمه مهدی ثلاثی ) تهران خوارزمی 1361(.

.2آيتي حميد، آزادي عقيده و بيان به همراه دونوشته حقوقي ديگر،( تهران: فردوسي، 1۱۳۷ (-

3-ارون  ریمون ,مراحل اندیشه سیاسی در جامعه شناسی. ترجمه باقر پرهام,   (تهران:سازمان انتشارات و اموزش انقلابی اسلامی 1364).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم بهمن 1389ساعت 20:33  توسط سمانه شفیع زاده  | 

هدف اين مقاله، نشان دادن برخى از ريشه‏هاى اجتماعى ضعف و ناپايدارى احزاب سياسى در ايران، از زمان جنبش مشروطيت تا انقلاب اسلامى، بود. به اين منظور، بعد از اشاره مختصرى به خاستگاه و جايگاه احزاب سياسى در نظامهاى سياسى مردمسالار جديد (دموكراسيهاى پارلمانى)، نظريات و باورهاى رايج پيرامون مساله ضعف و ناپايدارى احزاب سياسى در ايران را مورد نقد و بررسى قرار داديم. نقد ما بويژه متوجه نظريه‏اى است كه علت اصلى اين مساله را در ويژگيهاى دولت‏يعنى استبدادگرايى و سركوبگرى آن مى‏دانست. سخن در اين است كه گرچه بين حاكميت دولت استبدادى و ضعف احزاب سياسى در ايران ارتباط و همبستگى غيرقابل انكارى وجود دارد، اما اين ارتباط و همبستگى الزاما به معناى رابطه على نيست. پيشنهاد ما اين بود كه ريشه مساله را بايد در جاى ديگرى، يعنى در موقعيت و ويژگيهاى گروههاى عمده اجتماعى جستجو كرد. در توضيح و تفصيل اين پيشنهاد، نخست‏با اشاره به انواع شكافهاى اجتماعى (قومى، مذهبى، فكرى، فرهنگى، طبقاتى و...) گروه‏بنديهاى عمده اجتماعى را برشمرديم و سپس موقعيت، منابع، ويژگيها و جهتگيريهاى اجتماعى، اقتصادى، سياسى و ايدئولوژيك هريك از گروههاى عمده اجتماعى را مورد بررسى قرار داديم و تاثيرات آنها را بر احزاب و تشكلهاى سياسى ايران نشان داديم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم بهمن 1389ساعت 20:22  توسط سمانه شفیع زاده  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

مهدي خدايي

نظريه هاي پژوهش

 الف )  نظـریه های جامعـه شناختی (تحلیلهای)

 نظریهٔ روان شناختی توده ای:این نظریه سعی دارد علت جنبشهای اجتماعی را، در نظریهٔ «محرومیت نسبی» دنبال کند. این نظریه معتقد است که پیوستن افراد به جنبشهای اجتماعی و گروههای سازمان یافته، به خاطر نوعی محرومیت نسبی است که این افراد در جامعه احساس می کنند. این محرومیت، ناشی از انتظارات و توقعات فزایندهٔ افراد، و واقعیات محدود جامعه است

نظریهٔ انتخاب عقلایی: این نظریه معتقد است که افراد بشری به دلیل انگیزه های سود طلبی، به اقدامات جمعی دست می زنند. این نظریه، ریشه در مباحثات فایده گرایی جرِمی بنتام دارد. وی براساس اصل حسابگری انسانها، معتقد بود که انسانها در فعالیتهای خود بر اساس سود و زیان عمل می کنند. انگیزهٔ اساسی پیوستن افراد به جنبشها نیز همین عامل است.

 نظریهٔ تنازع سیاسی : این نظریه، به تعارضات میان حکومت و گروههای سازمان یافتهٔ مختلف می پردازد. در این نظریه رقابت برای کسب قدرت، کانون تحلیلها و بررسی هاست. کسب قدرت، حفظ قدرت و بسط قدرت، علت اساسی جنبشهای سیاسی ـ اجتماعی است. از این منظر، شکافهای اجتماعی نیز اهمیت زیادی دارند. از آنجا که هیچ جامعه ای را نمی توان یافت که بدون شکاف یا فقط دارای یک شکاف باشد، لذا هر جامعه ای با میزانی از تعارضات وجنبشهای اجتماعی سر و کار دارد، که آن را باید در فرایند سیاسی آن جامعه جستجو کرد

نظریهٔ مارکسیستی: این نظریه، اقتصاد و مبارزهٔ طبقاتی را، کانون تحلیلها و بررسیهای خود قرار داده است.

نظریهٔ ارزشی:این نظریه سعی دارد جنبشها و شورشها را، پاسخ خشونت بار به نابرابریهای اجتماعی بداند.

نظریهٔ همبستگی اجتماعی دورکهایم: وی علت اساسی جنبشها و شورشهای اجتماعی را، فقدان یا ضعف همبستگی اجتماعی می داند.

 نظریه کاریزمای ماکس وبر: به نظر وی، نیروی خلاقه، عامل مهم تحول و جنبش است.

 ب) نظریه های تبیینی (تحلیلهای خرد)

خورشید احمد، تجربه جوامع مسلمان در دو قرن اخیر و رابطه میان مسلمانان و غرب را که در استعمار ریشه دارد، بستر مناسبی برای تبیین گسترش تجدید حیات طلبی اسلامی و خیزش جنبشهای اسلامی می داند. به نظر او، ریشه رستاخیز اسلام را باید در آثار و بقایای عینی و ذهنی به جا مانده از استعمار درکشورهای اسلامی جستجو کرد. توسعه جوامع غربی و عقب ماندگی جوامع اسلامی، نخبگان سیاسی و فکری در کشورهای اسلامی را به چاره جویی واداشت. گروهی از این افراد ضمن توجه به اسلام به عنوان یک میراث تمدنی، آن را پایه و اساس جدید فرهنگی و سیاسی معرفی کردند. این طرز تفکر، ریشه بسیاری از جنبشهای سیاسی ـ اجتماعی معاصر شد.

یکی دیگر از تئوریهای مطرح در باب تبیین جنبشهای اسلامی، تئوری ادواری هرایر د کمجیان است. وی با تلفیق دیدگاه جامعه شناسانه با دیدگاه تاریخی اسلامی، معتقد است که پدیده اسلامگرایی ـ چنانکه غربیان مدعی شده اند ـ امری بدیع نیست، بلکه این فرایند همیشه در تاریخ وجود داشته است. تاریخ اسلام دارای دوره های بحرانی است که در پی هر دوره و پس از هر سقوط، رستاخیزی به پا شده است. براین اساس، رستاخیز اسلامی یک حرکت ادواری است که در طول تاریخ جوامع اسلامی بویژه در دوره هایی که بحران فراگیر جامعه را در بر می گرفته، روی داده است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 20:29  توسط مهدی خدایی  | 

پاورپوینت پژوهش:

تأثیر پایگاه اقتصادی-اجتماعی افراد بر نوع گزینش سیاسی آن ها در انتخابات دهم ریاست جمهوری

جهت دریافت فایل پاورپوینت کلیک نمایید.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 14:19  توسط احمد عبادی نسب  | 

جنگ ایران و عراق و علل موثر بر طولانی شدن آن
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم دی 1389ساعت 16:8  توسط ستار آهنین جان  | 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 0:30  توسط میثم رحیمی  | 

سوال پژوهش:

تاثیر منازعات نخبگان سیاسی بعد از دوم خرداد 76 بر ثبات سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران چگونه بوده است؟

فرضیه:

منازعات نخبگان سیاسی در ایران پس از دوم خرداد ۷۶ به تضعیف برخی مولفه های ثبات سیاسی  منجر گشت و این منازعات عمدتا خارج از چارچوب ها و ابزارهای تعیین شده برای رفابت در درون نظام اتفاق افتاده و بعضا خود این اهداف و ابزارها را نیز شامل شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آذر 1389ساعت 21:37  توسط میثم رحیمی  | 

پیشینه ی پژوهش

 

 

با توجه به سوال اصلی مطرح شده در این پژوهش کلیه ی آثار موجود را می توان به دو دسته ی اصلی تقسیم نمود:

1-آثاری که در آن ها تاکید اصلی بر عدم دو گانگی سیاست خارجی ایران نسبت به القاعده در عراق می باشد

و

2-نوشته ها و مقالاتی که این فرضیه را تایید می کنند ولی اشاره ی مستقیمی به دوگانگی سیاست ایران ندارند.

با توجه به مطالب فوق به بخشی از این آثار اشاره می شود و سعی می گردد با نگاهی بی طرف و نقادانه,واقعیت موجود در نظر گرفته شود.

 

در اولین گام به بررسی آثار گروه اول می پردازیم:

"فرو پاشی دولت صدام، در اثر حمله امریکا و متحدانش به عراق، گرچه نخست برای ایران نگرانی هایی در پی داشت؛ اما روی کار آمدن دوستان ایران و موفقیت شیعیان طرفدار ایران، پیامدهای خوشی برای ایران داشت. استراتژی ایران در عراق، در مقطع اخیر، تحت تأثیر دو عامل قرار داشت: عامل نخست امریکا بود که به عنوان فاتح عراق، اختیارات و نفوذ گسترده ای در این کشور داشت. این نفوذ، خود عاملی باز دارنده برای نزدیکی ایران به عراق به شمار می رفت. همین عامل موجب شد تا اگر چه در ترکیب حکومت موقت عراق و دولت فعلی، افراد بسیار نزدیک به ایران یافت می شدند، اما نفوذ امریکا این اجازه را ندهد تا ایران بتواند، روابط خود را با عراق، بیش از آنچه هست، ارتقا دهد؛ اما با همه این نزدیکی ها، فعالیت تروریست ها در عراق، یک عامل منفی در روابط ایران و عراق در این مقطع به شمار می رفت.

با اینکه تروریست های عراقی، عمدتاً از وابستگان به گروه القاعده و سنی های افراطی هستند؛ اما ایران همواره به حمایت از تروریست ها در عراق متهم می شد. این اتهامات، مانع بزرگی برای نزدیک شدن دو کشور ایجاد می کرد تا اینکه بالاخره با برگزاری انتخابات در عراق، قانون اساسی و پارلمان این کشور تصویب و تاسیس شد و عراق با انتخاب نخست وزیری جدید، به یک ثبات سیاسی دست یافت.

استراتژی کلی ایران ، بیشتر در جهت رفع تهدید عراق و نهادینه شدن حضور شیعیان در ساختار تصمیم گیری بوده است که حضور آیت الله سیستانی از شکل گیری دولت عراق، موجب تقویت موضع ایران گردید و علیرغم هزینه های وسیع تبلیغاتی، لیست معروف به «مرجعیت» در انتخابات پیروز گردید و این همان استراتژی مهم ایران در عراق است.

 

عراق جدید در خاورمیانه، نخستین بار توسط جمهوری اسلامی ایران، شناسایی گردید؛ اما این شناسایی، با شناسایی عراق توسط ایران در نیمه نخست سده بیستم، بسیار متفاوت است. در آن زمان، اختلاف مرزی و مذهبی حکومت های ایران و عثمانی، با عهدنامه هایی چون عهده نامه های اول و دوم ارزروم، حل و فصل نشده و اکتشافات نفت و حضور استعمارگر پیر، انگلیس، ابعاد وسیع تری به این اختلافات بخشیده بود.

مردم عراق، طی سه دوره انتخابات و رفراندوم قانون اساسی، موفق شدند که با هدایت علما و مراجع دینی و نیز مدیریت رهبران احزاب سیاسی، عراقی فدرال، دموکراتیک و کثرت گرا، با گرایش های اسلامی و دارای یک مجلس ملی و دولت دائمی منتخب، تاسیس کرده، این کشور را به عنوان دولتی ملی در عرصه سیاسی و حکومت در خاورمیانه قرن بیست و یکم، حیاتی دوباره بخشند. مشخصه سیاست و قدرت در عراق جدید را می توان نقطه آغاز عصر طلایی روابط دو جانبه ایران و عراق به حساب آورد.

در روابط ایران و عراق تا سقوط صدام، درگیری های پراکنده حتی بارها موقعیت آغاز جنگ بین دو کشور به چشم می خورد. از این سال تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران، عراق به شدت بر توانایی های نظامی اش افزود تا به قدرت بزرگی علیه ایران تبدیل شود، پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، صدام اسناد مربوط به عهد نامه 1975 را در برابر دوربین های تلویزیونی عراق پاره کرده و به نظر خود، عراق را از قید تعهدات آن آزاد ساخت.

در نهایت، صدام جنگ عظیمی را بر ایران و نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران تحمیل کرد؛ ولی نه تنها نتوانست، به هیچ یک از اهدافش برسد، بلکه هر روز بر عقده هایش افزوده شده و بنیه سیاسی، اقتصادی و نظامی رژیمش را تحلیل برد تا مقدمات و زمینه های لازم برای سقوط این رژیم، پس از دو دهه جنگ و تحریم فراهم گردد.

بنابراین، بحث کلی و پرسش اصلی ما در این بحث، رسیدن به پاسخ هایی برای دستیابی به چگونگی استراتژی ایران در عراق است.

حمله امریکا به عراق که به بهانه وجود سلاح های کشتار جمعی و حمایت از تروریسم صورت گرفت، برگرفته از تجربه موفق بازسازی آلمان و ژاپن، پس از جنگ جهانی دوم بود.

همان گونه که بوش اعلام کرده بود که ملت سازی، از منافع امریکاست: «عراقی ها مانند ملت های دیگر، به سمت دموکراسی حرکت کرده اند؛ با انتخاب دولتی که فرهنگ و ارزش های آنها را منعکس می کند، تاریخ خود را خواهند نوشت و راه خود را خواهند یافت».

دولت بوش با تکیه بر تجربیات گذشته، پروژه دموکراسی برای قرن جدید امریکایی را باهدف دموکراسی سازی در مناطق مختلف، به ویژه خاور میانه در نظر گرفت. بر همین اساس در 24 مه 2004، بوش برنامه ای پنج مرحله ای را برای انتقال حاکمیت به مردم عراق اعلام کرد.

این پنج ماده چنین است:

1. انتقال قدرت به دولت عراق دارای حاکمیت.

2. کمک به برقراری ثبات و امنیت، لازم دموکراسی است.

3. ادامه بازسازی ساختارهای زیر بنایی عراق.

4. کسب حمایت بیشتر جهان .

5. حرکت به سوی انتخابات آزاد ملی که رهبران مردمی را به صحنه می آورد.

جمهوری اسلامی ایران نیز، در سیاست های کلان و رسمی خود، پیش از آغاز جنگ، با اعلام مخالفت جدی با حمله نظامی امریکا و هم پیمانانش به عراق، بر عکس نظر برخی کسان که بر پایه احساسات ناپخته، رژیم بعثی را رژیمی اسلامی فرض می کردند و حمله به آن را حمله به جهان اسلام می شمردند، به صورت رسمی بی طرفی کامل خود را در برخوردهای نظامی اعلام کرد.

 

 

ایران نفوذ چشمگیری در عراق خواهد داشت و امریکا باید آن را درک کند و بپذیرد. ایرانیان بیش از دیگران از هرج و مرج و بی ثباتی در عراق نگران هستند. ایرانی ها می دانند که وقوع جنگ داخلی در عراق یک احتمال قطعی است و این موضوع بزرگ ترین نگرانی برای ایران است. باید توجه شود که امریکا در طول بحران عراق، از همکاری شگرف و خاموش ایرانی ها برای ایجاد ثبات در این کشور سود برده است. تهران دوستان متعدد خود را در عراق تشویق کرده است که در روند سیاسی کشورشان مشارکت داشته باشند؛ البته تلاش های گسترده ایران برای مبارزه با تروریسم در عراق، برای رضایت امریکا انجام نشده است و اقدامات تهران همگی برای منافع خود است.

سیاست خارجی ایران در پنج سال گذشته، کاملاً منسجم و تا حدودی واقع گرایانه بوده است. با بررسی امکان رابطه و تعامل میان ایران و امریکا، به عنوان دو بازیگر مؤثر منطقه ای در عراق و با توجه به اهداف و منافع آنها در این کشور، می توان گفت که پارامترهای سه گانه شیعیان عراق و حضور آنها در رأس حکومت، چار چوب قانون اساسی و مهم تر از همه فرآیندهای امنیتی عراق، وضعی خاص پدید آورده است. این وضع تهران و واشنگتن را، با اینکه از سال 1979 رابطه ای با هم ندارند، به ایجاد هماهنگی میان اهداف و منافع خود در عراق متمایل کرده است، تا آنجا که می توان از احتمال وجود «منافع مشترک» و شکل گیری محور تهران ـ واشنگتن، در چار چوب ترکیبات منطقه ای، در مورد عراق سخن به میان آورد."(1)

"اینکه هدف اصلی حمله ی نظامی آمریکا به عراق، 5 سال پیش بود، همچنان محل بحث و گفت وگوست! حدود 30 انگیزه از تسلط بر چاه­های نفتی عراق تا توسعه دموکراسی، از انتقام بوش از صدام به خاطر ناکامی پدرش در سرکوب نهایی او و از اهداف اسرائیلی حمله در از بین بردن یک قدرت نظامی عرب تا ایجاد سکویی برای تغییر نظام سیاسی در ایران در بین این انگیزه ها ذکر می شود.

 

هر کدام از انگیزه های فوق را به نحوی در مجموعه حرکت نظامی آمریکا، می توان به درجات مختلف مشاهده کرد؛ هر چند که اندازه گیری سهم هر کدام از آنها بسی مشکل است. اما آنچه با قطعیت می توان گفت این است که هدف استراتژیک کلان آمریکا، تقویت موقعیت خود در منطقه بود که با تضعیف موقعیت ایران همراه می شد.

 

بی تردید اگر آمریکا توانسته بود در عراق کاملاً مستقر شود. فشار استراتژیک بی سابقه ای را بر ایران وارد می کرد. برخی از نئومحافظه کاران آمریکایی صریحاً می گفتند که بغداد دروازه ورود دموکراسی به منطقه و دگرگونی در سرتاسر خاورمیانه و من جمله ایران است.

 

به فاصله کوتاهی در فضای اولیه پیروزی سریع آمریکا، برنهادهای از کار افتاده نظامی صدام، آمریکا آن چنان مست به نظر می رسید که اندرزهای استراتژیک دوستان خود را هم به مسخره می گرفت.

 

دنیا نگران تداوم ماجراجویی های نظامی بوش بود. اما در عمل، نه فقط آرزوهای استراتژیک فوق تحقق نیافتند بلکه آمریکا با مارپیچی در عراق روبه رو شد که بعد از جنگ 4 سال حضور سخت، برای حل مشکلات امنیتی، برای اولین مرتبه گفت­ و گوهای رسمی ایران و آمریکا، بعد از 27 سال به دعوت و ابتکار دولت عراق در بغداد راه اندازی شد.

 

هر چند که این گفت و گو در سطح چندان بالایی برگزار نشد و با چالش های عمده ای هم روبه رو بوده است ولی پیش از هر چیز تناقضی استراتژیک در طرح های واشنگتن را آشکار می سازد که قرار بود در پی حمله نظامی آمریکا به عراق، ایران در فشار استراتژیک و آمریکا خرد می شد اما حال باید طرف مذاکره آمریکا قرار گیرد تا در عراق ثبات برقرار شود.

 

معنای دیگر این تناقض استراتژیک آن است که موضوع روابط ایران و آمریکا، پیچیدگی دیگری یافته و مجموعه عواملی که دراین معادله قرار گرفته اند، فضای مانور استراتژیک آمریکا را دستخوش تغییر کرده و برخی از امکانات آن را محدودتر کرده اند.

 

از طرف دیگر نباید فراموش کرد که ایران، در چشم انداز استراتژیک نهادهای نظامی، سیاسی و امنیتی آمریکا، تهدیدی پایدار و بلکه آن چنان که جورج بوش در سال گذشته مسیحی اظهار داشت بزرگ ترین تهدید علیه آمریکا قلمداد می شود.

 

تهدید ایران در نگرش استراتژیک آمریکا آن چنان گسترده است که هیچ بحث استراتژیکی در آمریکا نیست که به خوبی عنصر ایران و مقابله با ایران را در آن نتوان دید.

 

تناقض استراتژیک فوق الذکر با لایه های تهدید اندیشی پایدار ایران، عدم موفقیت در تداوم عملیات نظامی آمریکا در عراق وتسری آن به ایران و لزوم در نظر گرفتن عنصر ایران در ایجاد ثبات در عراق، سایه سنگینی بر تمام گفتمان­های استراتژیک در آمریکا درمورد ایران و عراق خواهد داشت.

 

 

هرچه هست بحث حضور ایران در عراق در گفتمان های استراتژیک آمریکا، بحثی چند وجهی و پر زاویه است که زوایای گوناگون آن در تناقض های استراتژسیک ذهنیت نخبگان آمریکا در مورد ایران در پی حمله آمریکا به عراق، عدم درک ریشه های پیوندهای عمیق مردمی و فرهنگی مردم ایران و عراق، بهانه جویی و فرافکنی در ارتباط باناکامی ها، نقش نخبگان ضد ایرانی در منطقه و همچنین نگاه کردن به آن به عنوان دریچه ای برای تعامل، قابل جست و جوست.

 

این بحث به نوبه خود نشانگر ظرافت ها و چالش های تأمین امنیت ایران در همسایگی با عراق در زمان اشغال این کشور توسط آمریکا و تداوم حضور نیروهای نظامی آمریکایی است.

 

مخلص کلام اینکه مثلث ایران و عراق و آمریکا، یکی از پایه های استراتژیک شکل دهنده به مناسبات منطقه ای و بلکه جهانی در سال آینده است. در این مثلث ظرفیت های متفاوت، متناقض و پر لایه ای وجود دارد."(2)

 

 

"از زمان اشغال عراق در اوایل سال ۲۰۰۳ توسط ارتش آمریکا تا کنون مساله امنیت به مهمترین چالش عراق تبدیل شده و هیچ افق روشنی نیز برای بهبود وضعیت در این کشور پیش رو نمی باشد.امریکا با ایجاد منطقه سبز برای اداره کنندگان این کشور امنیتی حداقلی را برای حفاظت از جان اتباع خود و عراقیها یی که مسولیتهای مهم را د ر دست دارند ایجاد کرده است.از این منطقه که خارج شویم هیچکس در این کشور نمی داند چند لحظه بعد چه اتفاقی خواهد افتاد.عملیات انتحاری منتسب به بازماندگان رژیم بعثی ،عناصر القاعده،گروههای تکفیری وسنی های متعصب هر روز جان دهها و بلکه صدها انسان بیگناه را می گیرد ودر یک کلمه عراق که بزعم جرج بوش قرار بود الگوی دموکراسی در خاورمیانه باشد امروز به پایتخت  ترورهای کور،تعصبهای فرقه ای وسرزمین وحشت تبدیل شده است.چه کسی مسول این وضعیت است و راههای برون رفت از این وضعیت چیست؟

۱) از نقطه نظر حقوق بین الملل کشور اشغالگر مسولیت تامین امنیت کشور اشغال شده را بعهده دارد.آیا امریکا با بیش از ۱۵۰ هزار نیرو در عراق قدرت برقراری امنیت در این کشور را ندارد.اگرچه با توجه به بافت بسیار پیچیده قومی و مذهبی در عراق پاسخ به این سوال اندکی دشوار است ولی می توان گفت که امریکا تمایلی به انجام مسولیتهای خود ندارد و از وضعیت کنونی چندان هم ناراضی نیست.ساده ترین دلیل آن نیز این است که در صورت بازگشت آرامش به این کشور دلیلی برای ادامه حضور نیروهای اشغالگر نخواهد بود در حالیکه امریکا قصد خروج از عراق را ندارد و به تعبیر بهتر آمده است که بماند.تنها عنصر نامطلوب برای امریکاییها افزایش آمار تلفات نیروهایش می باشد و اگر برای این مساله راه حلی بیابد مایل است که از موضوع ناامنی برای پیشبرد اهداف سیاسی بهره جوید.البته  بازگشت آرامش  به این کشور امتیاز بزرگی برای اعتبار امریکا چه در جهان و چه در افکار عمومی داخل عراق و منطقه است ولی به نظر نمی رسد بوش تمایلی و یا حد اقل عجله ای برای این کار داشته باشد زیرا می داند برای تحقق این هدف باید هزینه سنگینی را در تلفات نیروهای نظامی خود بپردازد.

 ۲) پارادوکس امنیت در عراق حول دو محور در چرخش است و هیچکس نیز نمی داند چگونه باید نقاط خالی این پازل را پر کرد.

  • مخالفین امریکا ادامه اشغال این کشور(اعم از نیروهای داخل عراق و یا کشورهای خارجی) دلیل اصلی وضعیت امنی در عراق می دانند و معتقدند در صورت پایان اشغال انگیزه ای برای تروریستها برای قتل عام مردم بی گناه به بهانه اشغال نخواهد ماند بنا براین باید هرچه سریعتر به اشغال این کشور پایان داده شده و اداره کشور به عراقیها سپرده شود.
  • در مقابل امریکا ،تعدادی از کشورهای عربی وبخشی از حاکمیت درعراق براین اعتقادند که خروج نیروهای آمریکا از عراق یعنی گسترش جنگهای فرقه ای به تمام عراق و افتادن این کشور بدست بعثی ها  و گروههای افراطی القاعده و ....لذا خواهان ادامه حضور نیروهای اشغالگر در عراق تا زمان تصفیه کامل تروریستها و آمادگی دولت برای بدست گرفتن همه امور از جمله تامین امنیت می باشند.این دیدگاه طیف وسیعی از گروه های شیعه،اکراد و برخی از اهل  سنت را شامل می شود.

۳) دولت نوری المالکی از حدود ۲۰ روز قبل طرح بزرگ امنیتی در بغداد را آغاز کرده است.هدف این طرح که ظاهرا آمریکاییها هم از آن حمایت می کنند انهدام شبکه های تروریستی در بغداد و پاکسازی کامل پایتخت از وجود تروریستهاست.زمزمه هایی  در محافل سیاسی عربی شنیده می شود که سرنوشت سیاسی مالکی در گرو پیشبرد این طرح اعلام می کنند.روشن است که اعراب از حضور المالکی در راس هرم قدرت در عراق راضی نیستند.نشانه هایی در دست است که امریکاییها رایزنیهای خود را با تعداد دیگری از شخصیتهای سیاسی عراقی آغاز کرده اند تا در صورت شکست طرح مالکی آن را به اجراء گذاشته و تحت پوشش دولتی فراگیرسیاستمداران  طرفدار برخی دولتهای عربی را بر سر کار آورند.این یعنی دور زدن همان دموکراسی که امریکا می خواست عراق تحت اشغال را الگوی خاورمیانه نموده و آن را به ایران و دیگر کشورها ارائه نماید.ایاد علاوی پس از دیدار با رایس همچون بازیکن ذخیره ای که در لیست مربی برای حضور در میدان قرار دارد مشغول گرم کردن خود کنار زمین است.گفته می شود او طرحی را برای خروج از بحران به رایس ارائه کرده است.بر اساس بیانیه جبهه وفاق ملی این طرح با استقبال خانم رایس روبرو شده است.ولی همه کشورهای عربی مخالف المالکی باید بدانند که شکست طرح امنیتی المالکی مترادف با  تجزیه عراق است که ظاهرا همین دولتهای عربی به شدت با آن مخالفند.دلایل متقنی در دست است که امریکا گزینه تجزیه عراق را به عنوان یک راه حل دائمی برای عراق بطور جدی در دست بررسی دارد.این سناریو به نفع کیست و چه کسی از آن منتفع خواهد شد؟

 ۴)   مشکل امریکا در این است که تمامی تلاشهای خود را برای کاهش نقش و نفوذ ایران در عراق متمرکز کرده است.اتهاماتی که امریکا به ایران می زند از عدم درک صحیح این کشور از موضع ایران در قبال عراق حکایت می کند.درست است که ایران متحد طبیعی شیعیان در عراق است ولی این فقط نیمی از واقعیت است.برای تهران برقراری امنیت در عراق در صدر اولویتهای استراتژیک  قرار دارد.درشرایط تامین امنیت در عراق قدرت مانور ونقش آفرینی ایران در این کشور حوزه وسیعتری را شامل خواهد شد.شاید یکی از دلایلی که امریکا چندان برای  برقراری امنیت در عراق اهتمام ندارد ریشه در این نیمه دیگر واقعیت سیاست ایران در عراق داشته باشد.دستگیری دیپلماتها و یا دیگر عناصری که بطور طبیعی در این وضعیت در آن کشور مشغول فعالیتند گره ای از مشکلات امریکا را باز نخواهد کرد.امریکا باید نقش قدرتمند ایران در عراق را علیرغم میل باطنی خود بپذیرد و بجای طرح اتهاماتی که فضای روابط  را بیشتر مسموم می کند سیاست تعامل با ایران را در پیش گیرد.ایران قبلا در بالاترین سطح ممکن آمادگی خود را برای گفتگو با امریکا در این حوزه اعلام کرده است.

۵)   کنفرانسی که روز شنبه با حضور نمایندگانی از ۱۷ کشور در عراق برگزار شد چه نتیجه ای در برداشت؟کدامیک از این کشورها نقش عمده ای در موضوعی که دولت عراق و آمریکا در پی آن هستند ایفا می کنند؟بطور طبیعی رایزنی با جامعه جهانی و در گیر کردن آنان در موضوع اقدام بی ضرری است ولی رافع مشکل عراق نخواهد بود.ایران مبتکر و ارائه کننده ایده این اجلاس(با حضور همسایگان عراق) بود.اگرچه امریکاییها ترجیح دادند به پیاده نظامهای شطرنج نشست بغداد بیفزایند ولی احتمالا خودشان نیز می دانند که طرف اصلی آنان در این اجلاس هیات ایرانی بود.در خبرهای اجلاس بود که هیچ گفتگوی مستقیمی بین مقامات ایرانی شرکت کننده در اجلاس امنیتی بغداد با مقامات امریکایی صورت نگرفته ولی آقای زلمای خلیلزاد گفتگوهایی را که به گفته او "در دو سوی میز" اجلاس بین او و هیات ایرانی روی داد را نیز"سازنده و کاری"توصیف کرده است.اگر اینچنین است که آقای خلیلزاد می گوید آیا راه یا راههای بهتری برای"سازنده تر و کاری تر" کردن مذاکرات در همه موارد مورد اختلاف وجود ندارد؟"(3)

 

"با حمله آمریکا به عراق در سال 2003 که در قالب استراتژی مبارزه با تروریسم دولت بوش انجام شد، دولتمردان کاخ سفید امیدوار بودند در مدت کوتاهی با ایجاد ثبات نسبی در عراق و روی کار آمدن دولت این کشور بتوانند علاوه بر تحقق اهداف خود، حضور نظامی خود را نیز در عراق کاهش دهند. با این حال و با وجود چهار سال حضور نظامی آمریکا در عراق و روی کار آمدن دولت جدید، هنوز این کشور با بی ثباتی و حملات مکرر گروه‌های شورشی روبرو است. در واقع، وضعیت عراق با توجه به فشار داخلی به دولت بوش به خاطر هزینه های انسانی و مالی بالای آن برای آمریکا باعث شد تا انتقادهای زیادی در رابطه با عملکرد آمریکا در عراق مطرح شود. بر این اساس و به دنبال افزایش مشکلات آمریکا در عراق که به نوعی به معنای شکست استراتژی دولت بوش در این کشور تلقی می شود، کاخ سفید استراتژی جدیدی را در عراق تدوین کرده است که بوش در 10 ژانویه 2007 آن را در قالب سخنرانی برای ملت آمریکا بیان کرد.

 

انتشار استراتژی جدید آمریکا در عراق نشان می دهد که آمریکا در نظر دارد طرح‌هایی را در رابطه با کل منطقه به مرحله اجرا در آورد که در نهایت به نوعی پیروزی برای توجیه فعالیت‌های پر هزینه خود در عراق دست یابد. در این بین به نظر می‌رسد استراتژی جدید به نوعی به سیاست‌های آمریکا در قبال ایران ارتباط داشته باشد. در چنین چارچوبی نوشتار حاضر این مسئله را مورد توجه قرار داده است که استراتژی جدید بوش حاوی چه محورهایی است و چه تأثیراتی برای ایران می‌تواند داشته باشد؟ به نظر می رسد در اوضاع حساس کنونی که پرونده هسته‌ای ایران به مرحله بغرنجی رسیده است، رفتار ایران نمی تواند تبعات سیاست‌های خاص آمریکا را نادیده انگارد.

 

 

محورهای استراتژی جدید آمریکا در عراق

 

دولت بوش با شعار مبارزه با تروریسم و گسترش سلاهای کشتار جمعی در سال 2003 با حمله به عراق این کشور را به اشغال نظامی خود در آورد. با این حال، پس از گذشت چهار سال از حضور نیروهای آمریکایی در عراق امنیت، آرامش و دموکراسی بر اساس شعارهای آمریکا در عراق برقرار نشده است. از سوی دیگر، قدرت گرفتن گروه‌های شیعی منتسب به ایران انتقادهای داخلی در آمریکا علیه دولت بوش را برانگیخته است. این در حالی است که آمریکا بیش از پیش از اهداف خود در عراق دور می‌شود، به گونه ای که بسیاری از اعضای هر دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه خواهان خروج نیروهای آمریکایی از عراق شده‌اند. این مسئله باعث شد تا تیمی تحقیقاتی از هر دو حزب بزرگ آمریکا به سرپرستی جیمز بیکر و لی هامیلتون به نام گروه مطالعات عراق از مارس تا دسامبر 2006 وضعیت عراق و راهکارهای پیش روی آمریکا در عراق را بررسی کند. مطالعات نُه ماهه گروه مطالعات عراق موسوم به کمیسیون بیکر-هامیلتون به ویژه بر مشارکت دادن کشورهای کلیدی منطقه خاورمیانه از جمله ایران و سوریه در حل بحران عراق تأکید گذاشت.

 

به دنبال انتشار گزارش بیکر-همیلتون که حاوی توصیه هایی پیرامون تغییر سیاست‌های آمریکا در عراق بود، دولت بوش بیش از پیش تحت فشار محافل داخلی آمریکا برای ایجاد تغییرات اساسی در استراتژی خود در عراق قرار گرفت. بر این اساس، جورج بوش در سخنرانی تلویزیونی خود برای مردم آمریکا در 10 ژانویه 2007، استراتژی جدیدی را اعلام کرد که مهمترین هدف آن غلبه بر بحران امنیتی در حال گسترش عراق و ممانعت از شکست کامل آمریکا در عراق است. همچنین همزمان با اعلام تغییر استراتژی آمریکا در عراق، کاخ سفید اقدام به انتشار رئوس و نکات مهم استراتژی جدید کرد. در این بین در استراتژی جدید توجه خاصی به ایران شده، به گونه ای که در سخنرانی بوش بیش از شش بار از ایران نام برده شده است. بر این اساس نکات محوری زیر در این سخنرانی و در استراتژی جدید آمریکا می‌تواند برای ایران حائز اهمیت باشد:

 

- اعزام 21 هزار و 500 نیروی نظامی تازه نفس آمریکایی به عراق در قالب استقرار 17هزار و 500 نفر در پنج تیپ رزمی در بغداد و استقرار 4 هزار نفر در استان الانبار عراق.

 

- اعزام دومین ناو هواپیمابر آمریکا به سمت خلیج فارس؛ در این رابطه، رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا در توضیح اعزام این ناو هواپیمابر تأکید کرد «این پیامی به ایران است بدین معنی که چهار سال جنگ در عراق، آمریکا را ضعیف نکرده است.»

 

- ارسال موشک‌های دفاع هوایی پاتریوت برای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس.

 

- مقابله با نفوذ ایران و سوریه در عرصه سیاسی عراق و قطع حمایت‌های ایران و سوریه از گروه‌های تروریستی و شورشی.

 

- تشدید عملیات آمریکا علیه عناصر ایرانی و یافتن و انهدام شبکه‌های تأمین کنند? آموزش و سلاح‌های پیشرفته برای دشمنان آمریکا در عراق.

 

- جلوگیری از شکست آمریکا در عراق و در نتیجه رشد اسلام گرایی افراطی و جسورتر شدن ایران در تلاش برای کسب سلاح‌های هسته‌ای.

 

- خنثی کردن حملات علیه نیروهای آمریکایی.

 

- کمرنگ‌تر کردن سیاست بعثی‌زدایی و بازگرداندن اقلیت‌های قومی و مذهبی به ویژه اعراب سنی به روند سیاسی در سطح محلی.

 

بوش به شکل صریح‌تری مقابله با ایران را به عنوان مضمون اصلی استراتژی جدید آمریکا در عراق در مصاحبه خود با شبکه تلویزیونی
سی بی اس آمریکا در 14 ژانویه 2007 مورد تأکید قرار داد. وی در این مصاحبه، «عراق را تنها قسمتی از یک منازعه ایدئولوژیک بزرگ در منطقه خاورمیانه دانست و تصریح کرد که عراق را باید بزرگتر از یک صحنه منازعه دانست که البته این مسئله به واکنش‌ها و اقدامات ایران بستگی خواهد داشت». از سوی دیگر، به گفته بوش، جمهوری اسلامی ایران تهدید عمده‌ای برای صلح جهان است و شکست آمریکا در عراق سبب قدرت گرفتن ایران خواهد شد. وی تأکید کرد نیروهای آمریکایی در عراق با هر شهروند ایرانی در عراق که ثابت شود به شهروندان آمریکا و یا عراق آسیب وارد می آورد، برخورد خواهند کرد.

 

به طور کلی می توان نکات محوری زیر را برای استراتژی جدید بوش در نظر گرفت:

 

- این استراتژی، در واقع، ابتکار عملی از طرف دولت بوش به دنبال ضعف و شکست استراتژی قبلی آمریکا در عراق محسوب می‌شود. از سوی دیگر، تلاشی است به این منظور که کاخ سفید نشان دهد همچنان زمام امور را در دست دارد. در این رابطه، لازم به ذکر است که اعزام بیش از 21 هزار سرباز دیگر به عراق علی رغم مخالفت‌های موجود در آمریکا، بعید است بتواند اهداف مورد نظر در استراتژی جدید را تأمین کند.

 

- در این استراتژی سعی شده است تا علائم دلگرم کننده‌ای به متحدین مضطرب آمریکا در منطقه، به ویژه کشورهای حوزه خلیج فارس نشان داده شود؛ از جمله استقرار سیستم‌های موشک‌های ضد موشک پاتریوت یا تقویت نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس.

 

- طرح‌هایی برای ایجاد اشتغال در عراق و اختصاص بودجه ای به این منظور از جمله ایجاد اشتغال در محله‌ها و محدوده های مجاور شهرهای بزرگ در این کشور با هدف از بین بردن زمینه‌های شورش در نظر گرفته شده است.

 

- برای دولت عراق به منظور بهبود شرایط امنیتی مهلت معینی تعیین شده است و تأکید به عمل آمده است که این دولت در صورت عمل نکردن به قول و قرارهای خود حمایت آمریکا را از دست خواهد داد.

 

- در تنظیم استراتژی جدید بخش‌هایی از گزارش دو حزبی بیکر-هامیلتون، به ویژه در جایی که به مسئله صلح اعراب و اسرائیل پرداخته شده، مورد توجه قرار گرفته است. هر چند که به توصیه مهم گزارش مزبور مبنی بر ضرورت تعامل آمریکا با ایران و سوریه نه‌تنها توجه به‌عمل نیامده بلکه سیاستی کاملاً مخالف با آن‌اتخاذ شده است.

 

- استراتژی حاضر هر چند با افزایش نیروهای آمریکایی نشان دهنده حضور گسترده‌تر آمریکا در عراق می‌باشد، اما هدف نهایی آن زمینه‌سازی برای کاهش نیروهای آمریکایی پس از نوامبر 2007 است.

 

 

زمینه‌های شکل‌گیری استراتژی جدید

 

یکی از مهمترین دلایل ارائه استراتژی جدید آمریکا در عراق، همانا عدم موفقیت و در واقع شکست استراتژی قبلی است. سیاست‌های قبلی آمریکا نه تنها در تأمین امنیت و برقراری ثبات موثر نبوده‌اند بلکه به گسترش فعالیت‌های شورشیان در عراق نیز منتهی شده‌اند، به نحوی که سال 2006 به لحاظ حملات تروریستی بدترین سال در مدت حضور آمریکا در عراق بود.

 

از سوی دیگر، نتایج انتخابات میان دوره ای کنگره آمریکا که به نوعی رفراندوم در مورد سیاست‌های دولت بوش تبدیل شده بود نشان داد که نارضایتی های داخلی به خاطر سیاست‌های بوش و تلفات هر روزه سربازان آمریکایی در عراق به شدت افزایش یافته است، به گونه‌ای که رهبری هر دو مجلس سنا و نمایندگان آمریکا به دست دموکرات‌ها افتاد. همچنین انتشار گزارش بیکر-همیلتون که سیاست‌های آمریکا در عراق را ناکارامد ارزیابی می کند و راه کارهایی ارائه می‌کند، دولت بوش را واداشت تا به ارائه یک استراتژی جدید بپردازد.

 

دولت بوش در منطقه خاورمیانه و به ویژه در ارتباط با ایران با معضلی اساسی روبرو است، بدین معنا که در اثر فشار اسرائیل و لابی صهیونیست‌ها ناچار به اتخاذ سیاستی موثرتر برای متوقف ساختن برنامه هسته ای ایران از یک سو و تلاش برای احیای روند صلح میان اعراب و اسرائیل از سوی دیگر، می‌باشد. در واقع، استراتژی کنونی بوش پیش زمینه هایی نیز داشته است‌؛ از جمله اقدام آمریکا در حمله به کنسولگری ایران در اربیل آشکارا در راستای سیاست جدید انجام شد. سیاست جدید بوش بر این نکته تأکید دارد که ایران مواد و تجهیزات لازم را برای گروه‌های شورشی در حمله به سربازان آمریکایی فراهم می کند. بر همین اساس دولت بوش اعلام کرده است شبکه‌های حمایت از گروه‌های تروریستی در عراق را نابود می کند.

 

 

واکنش‌ها به استراتژی جدید آمریکا

 

محافل رسمی:

 

به دنبال اعلام استراتژی جدید دولت بوش در عراق، تحلیل‌های مختلفی عمدتاً از سوی محافل رسمی و غیر رسمی داخل آمریکا ارائه شد که هر کدام با توجه به گرایش‌های سیاسی در آن کشور از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. در این رابطه، نانسی پلوسی، رئیس مجلس نمایندگان و هنری رید، رهبر اکثریت سنای آمریکا نیز در بیانیه ای مشترک با افزایش شمار نظامیان آمریکا در عراق مخالفت کردند و خواهان پایان درگیری نظامی آمریکا در عراق شدند. آنها در این بیانیه خواستند تا بوش برنامه ای را برای کاهش تدریجی سربازان آمریکایی در عراق ظرف مدت چهار تا شش ماه ارائه کند. از سوی دیگر، رهبران دموکرات کنگره به کاخ سفید هشدار دادند که برای اتخاذ هر گونه تصمیمی برای حمله به ایران ابتدا باید نظر مساعد قانون گذاران آمریکایی جلب شود. هنری رید در این رابطه گفت رئیس جمهور این اختیار را ندارد که برای حمله نظامی به ایران به تنهایی تصمیم‌گیری کند.

 

همچنین سناتور جان راکفلر از حزب دموکرات تأکید دارد که دولت بوش در حالی بر ضد ایران موضع‌گیری می کند که آژانس‌های اطلاعاتی آمریکا اطلاعات اندکی از انگیزه‌های داخلی ایران و یا مقاصد این کشور در منطقه خاورمیانه دارند. به عقیده وی، سیاستگذاران دولت بوش هیچ شناختی از ایران ندارند. از سوی دیگر، چند تن از سناتورهای آمریکایی به دولت بوش نسبت به حمله به ایران هشدار داده اند. از جمله سناتور چاک هگل به استراتژی موازی نیکسون در کشاندن جنگ آمریکا با ویتنام به کامبوج اشاره کرد و تأکید کرد دولت بوش نباید تصور کند که می تواند از همین شیوه برای حمله به ایران استفاده کند. همچنین سناتور جوزف بایدن با اشاره به توجیه برخی محافل مبنی بر اینکه دولت بوش برای حمله به ایران نیازی به مصوبه کنگره ندارد و می تواند بر اساس مصوبه سال 2002 در مورد مبارزه جهانی با تروریسم اقدام کند، به دولت بوش هشدار داد و چنین توجیهاتی را مردود دانست.

 

ایران و سوریه یعنی دو کشوری که حامیان اصلی گروه‌های تروریستی و شورشی در عراق در سخنرانی بوش قلمداد شده‌اند، در واکنش به این سخنرانی تأکید کردند استراتژی جدید آمریکا به افزایش درگیری‌ها و خشونتها منجر خواهد شد. از جمله محمد علی حسینی، سخنگوی وزارت خارجه ایران اعلام کرد که اعزام 21 هزار سرباز آمریکایی دیگر به عراق نشان دهنده استمرار اشغال این کشور است که نه تنها مشکل عراق را حل نمی کند بلکه به گسترش ناامنی و تنش در این کشور خواهد انجامید.

 

در این رابطه همچنین آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، در سخنانی گفت آمریکا در رسیدن به اهداف خود در منطقه ناکام بوده و برای سرپوش گذاشتن بر روی این ناکامی به دنبال ماجراجویی جدیدی است و ایران باید در مقابل هوشیار باشد.

 

آقای لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران نیز اظهارات و استراتژی اخیر بوش در خصوص عراق را نوعی «فرار به جلو» دانست و گفت: «این اظهارات نشان می دهد که آمریکایی ها نمی خواهند اشتباهات گذشته را بپذیرند، اما ماهیت این مسئله نشان می دهد که اشتباهات خود را پذیرفته اند، کما آنکه این موضوع در برخی الفاظ قابل مشاهده است.»

 

همچنین فاروق الشرع، معاون رئیس جمهور سوریه در این رابطه تأکید کرد: «استراتژی جدید آمریکا را نباید گامی مثبت برای حل مسئله عراق تلقی کرد بلکه این استراتژی ریختن نفت بر آتش است.»

 

نوری المالکی، نخست وزیر عراق از استراتژی جدید آمریکا در عراق حمایت کرد و نیز کشورهای عرب منطقه از این استراتژی استقبال کردند. وزرای خارجه شش کشور حوزه خلیج فارس، مصر و اردن با صدور بیانیه‌ای ضمن ابراز نگرانی از احتمال گسترش منازعه عراق به دیگر نقاط منطقه خلیج فارس، استراتژی جدید بوش را راهکار مناسبی برای برقراری ثبات و امنیت در عراق ذکر کردند. در این رابطه، برخی از کشورهای منطقه مانند عربستان نگران خروج ناگهانی سربازان آمریکایی از عراق هستند و معتقدند در این صورت شیعیان کاملاً بر عراق مسلط خواهند شد.

 

 

محافل غیر رسمی:

 

علاوه بر محافل رسمی، نظرات کارشناسان برجسته بین المللی نیز در ارتباط با استراتژی جدید بوش باید مد نظر قرار گیرد. از جمله زبگنیو برژینسکی‌ که از چهره‌های سرشناس در عرصه دیپلماسی آمریکا به شمار می رود، استراتژی جدید آمریکا را تلاش نومیدانه کاخ سفید برای فرافکنی مشکلات خود دانسته است. به عقیده وی، آمریکا می‌خواهد بار شکست خود در عراق را بر دوش ایران و سوریه بیندازد. برژینسکی تأکید دارد با وجود مخالفت افکار عمومی آمریکا و حتی بسیاری از اعضای کنگره این کشور با حمله به ایران، در شرایط فعلی این احتمال وجود دارد که در صورت عدم دستیابی آمریکا به اهداف خود در عراق، دامنه جنگ گسترده‌تر شود، با این توجیه که ایران برای آمریکا در منطقه دردسرآفرین شده‌ است.

 

همچنین ریچارد هاس، رئیس شورای روابط خارجی آمریکا تصمیم جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا، برای افزایش نیروهای نظامی این کشور در عراق را راه کاری نامناسب برای حل مشکلات آمریکا در عراق دانست. وی تأکید کرد عدم حمایت رئیس جمهور آمریکا از گزارش گروه مطالعات عراق مبنی بر مذاکره با ایران و سوریه اشتباهی آشکار است. به عقیده وی موضع قدرتمند ایران در منطقه و کم بودن اهرم‌های نفوذ آمریکا از جمله عوامل عدم پذیرش استراتژی دیپلماتیک از سوی جرج بوش است.

 

برخی کارشناسان نیز معتقدند سیاست آمریکا در قبال ایران از تأکید صرف بر مقاصد تسلیحاتی در برنامه هسته ای به تأکید بر رفتار چالش‌زای ایران در سراسر منطقه خاورمیانه تسری پیدا کرده است. در واقع، سیاست جدید بوش تأکید دارد که ایران نقش بی ثبات کننده‌ای در منطقه دارد و به این خاطر تهدید مهمی علیه منافع و امنیت کشورهای سنی منطقه محسوب می‌شود. کنت کاتزمن از کارشناسان برجسته مسائل عراق و ایران معتقد است که اتحادی از آمریکا، اسرائیل و کشورهای سنی منطقه خاورمیانه علیه ایران در حال شکل‌گیری است. به گفته وی، اتحاد جدید بر اساس منافع مشترکی است که عربستان سعودی و دیگر حکومت‌های عرب حوزه خلیج فارس و اسرائیل در برخورد با ایران به عنوان دشمن مشترک دارا هستند.

 

از سوی دیگر، برخی از شخصیت‌های آمریکایی از چند ماه قبل ضرورت اتخاذ استراتژی جدیدی از سوی دولت بوش را متذکر می‌شدند. در این خصوص مقاله رابرت کاگان و ویلیام کریستول از نظریه پردازان نو محافظه کار آمریکا جالب توجه است. نامبردگان طی مقاله‌ای که در اوائل دسامبر 2006 منتشر شد و در آن توصیه‌هایی مطرح شده بود که اینک در استراتژی جدید بوش مد نظر قرار گرفته است، با اشاره به گزارش بیکر- هامیلتون تأکید کرده بودند که مهمترین هدف آمریکا در استراتژی جدید خود باید واگذاری مسئولیت تأمین امنیت عراق به خود عراقی‌ها باشد. بر این اساس آمریکا تنها باید نقش تعلیم و مشاوره نیروهای عراقی را ایفا کند و به جای اینکه خود مستقیماً با شورش ها و دیگر مشکلات امنیتی عراق مقابله کند، این مسئولیت را به عراقی ها واگذار کند. از سوی دیگر آنان بر خلاف گزارش بیکر- هامیلتون بر عدم ضرورت مذاکره با ایران و سوریه در زمینه مسائل عراق تأکید کرده اند. به عقیده نامبردگان، کاهش نیروهای آمریکایی در عراق که از جمله دیگر توصیه های گزارش مذکور بود نیز به شرایط و وضعیت عراق بستگی دارد و نمی توان به طور قطع از آن صحبت کرد.

 

تریتا پارسی، یکی دیگر از کارشناسان آمریکایی ایرانی‌ تبار با تحلیل استراتژی جدید بوش در مورد عراق، هدف استراتژی مزبور را بیشتر متوجه ایران و نه عراق می‌داند. وی معتقد است بوش نه تنها به توصیه‌های گزارش بیکر-هامیلتون توجهی نکرده است بلکه موضعی کاملاً مخالف آن اتخاذ کرده است. پارسی تأکید دارد مقام‌های آمریکایی به کرات اظهاراتی کرده‌اند که نشان از احتمال حمله به ایران دارد، از جمله در استراتژی جدید بوش به تقویت موضع دفاعی کشورهای منطقه حوزه خلیج فارس و استقرار موشک‌های ضد موشک پاتریوت اشاره شده است. به گفته وی چنین اقداماتی نمی‌تواند به ناامنی و افزایش درگیری ها در عراق مرتبط باشد، زیرا که هیچ کدام از گروههای شورشی در عراق به موشک‌های بالستیک مسلح نیستند، بلکه چنین اقداماتی تنها می‌تواند در برابر ایران معنا پیدا کند. با این حال، وی معتقد است حمله به ایران در چارچوب استراتژی آمریکا برای مبارزه با سلاح‌های کشتار جمعی همچون مورد عراق احتمال موفقیت زیادی نخواهد داشت. به طورکلی اغلب کارشناسان معتقدند با توجه به مشکلات موجود در عراق بعید است آمریکا بتواند تعهدات جدید خود را تا نوامبر 2007 به انجام برساند. از این رو، برخی معتقدند که بخش مهمی از استراتژی جدید نامشخص و تحقق آن عملی نیست.

 

 

پیامدهای استراتژی جدید آمریکا برای ایران

 

افزایش قابل ملاحظه نفوذ منطقه ای ایران در پی سقوط رژیم بعث در عراق موجبات نگرانی عمیق دولت بوش و سایر رقبای جمهوری اسلامی ایران را فراهم کرده است. با وخیم‌تر شدن اوضاع در عراق و ضرورت بازنگری در استراتژی گذشته آمریکا، فرصت مناسبی برای دولت بوش به وجود آمد تا با ایراد اتهام دخالت ایران در شورش‌ها و نا آرامی‌های عراق تلاش کند تا بار شکست‌های خود را متوجه ایران سازد و با گشودن جبهه دیگری علیه ایران خود را از انتقادات روز افزون رهایی بخشد."(4)

برخي آگاهان سياسي بر اين باورند كه بحران «القاعده» در ماه‌هاي آينده به مسأله اول روابط خارجي جمهوري اسلامي تبديل خواهد شد.

 

اين گروه‌ها براي تقويت پيش‌بيني خود، علاوه بر استناد به جريان سازماندهي شده و گسترده تبلغاتي در آمريكا و اروپا درباره «القاعده» و ارتباطات احتمالي آن با ايران، به شواهد و قرايني از وجود برخي حمايت‌هاي مرموز در ايران از «القاعده» اشاره دارند. آنان بر اين نكته تأكيد مي‌كنند كه در صورت گشايش جدي پرونده «القاعده» در ايران، همه اين علايم و شواهد به عنوان مستندات احتمالي عليه جمهوري اسلامي به كار گرفته خواهد شد.

 

علاوه بر موارد امنيتي و اطلاعاتي موجود در پرونده «القاعده»، رويكرد رسانه‌اي موجود در ايران، نيز اين ذهنيت را تقويت مي‌كند. در حالي كه تهديدهاي بلوف‌آميز و شعارگونه بن لادن و ديگر سران «القاعده» و عمليات‌هاي تروريستي آن، حجم گسترده‌اي از خروجي رسانه ملي و برخي مطبوعات ايران را با رويكرد مثبت از آن خود مي‌كرد، اظهارات مهم و صريح رهبر انقلاب در نفي «القاعده» و تأكيد بر جداسازي جمهوري اسلامي از تفكر وهابي و مرتجع اين گروه از سوي اين رسانه‌ها مورد توجه قرار نگرفت.

 

آيت‌الله خامنه‌اي در سخنان خود در 14 خرداد ماه سال جاري با تأكيد بر عدم حمايت از اين گروه گفت: «با ايجاد تعصبات تند و شديد ضدايراني و ضدنظام اسلامي، عده‌اي را به كارهاي تروريستي وادار كردند، اما امروز خودشان اسير آن شده‌اند. ايران طرفدار تروريست‌ها نيست و به هيچ تروريستي هم پناه نمي‌دهد و نداده است».

 

اما اين اظهارات كاملا صريح و شفاف از سوي دو گروه جامه عمل نپوشيد؛ گروه نخست كه تصادفا شعار تابعيت مطلق از رهبري را سر مي‌دادند، اما پز ضدآمريكايي «القاعده» را براي منافع سياسي خود، مهم‌تر از الزام به سياست‌هاي رهبر انقلاب مي‌دانستند و گروه دوم، جريان مرموزي در دستگاه هاي مسئول است كه در پي تكرار ماجراجويي‌هاي دهه گذشته بوده‌اند. واقعيت آن است كه از سال‌هاي آغازين دهه هفتاد، جريان مرموزي در دستگاه هاي ايران پديد آمده كه مهم‌ترين نقش آن، تخريب تلاش‌هاي جمهوري اسلامي در عرصه بين‌الملل است. در سال‌هاي آغازين دهه هفتاد، زماني كه سياست خارجي جمهوري اسلامي بر تعميق روابط با اتحاديه اروپا شكل گرفته بود و رهبر انقلاب و رياست جمهوري وقت بر اين استراتژي تأكيد داشتند، انجام برخي اقدامات تأمل‌برانگيز ، اندوخته‌هاي ديپلماتيك ايران را به چالش مي‌كشيد.

 

اكنون نيز همين روند در حالي كه به نظر مي‌رسد، مبارزه با «القاعده» نقشي تعيين‌كننده در روابط جمهوري اسلامي با غرب به ويژه آمريكا پيدا كرده ،‌ در حال تكرار است.

 

بنا به گزارش منابع موثق، عمليات تحويل عناصر كليدي «القاعده» تاكنون سه بار بنا بر توافقات از پيش انجام شده دوطرفه صورت گرفته، اما در حين استرداد، به صورت مرموز فسخ شده است.

 

فرار كادر اصلي «القاعده» در مسير زندان تا فرودگاه، ناپديد شدن فرد استردادي در هواپيما در حين پرواز و حضور نداشتن طرف ايراني بر سر قرار به لحاظ امنيتي توجيهات قانع‌كننده‌اي به شمار نمي‌روند. زماني كه به اين ابهامات، تمركز پرونده «القاعده» در يكي از نهادها و عدم دسترسي سپاه پاسداران و نيروي انتظامي به وضعيت اين پرونده پس از مرحله شناسايي و دستگيري افزوده‌ مي‌شود،‌ اين نگراني تشديد مي‌شود كه آيا مشكلات دهه گذشته اطلاعات كه در جرياناتي چون قتل‌هاي زنجيره‌اي نمود پيدا كرد، بار ديگر خود را به پرونده «القاعده» نشان نخواهد داد؟

 

اظهارات 4 مقام دولتي درباره اين پرونده كه شامل وزراي خارجه و اطلاعات و سخنگوي دولت و وزارت خارجه مي‌باشد، كه سخناني متفاوت و بعضا متناقض در اين موضوع بيان كرده‌اند، بر ابهام ناشي از موضوع «القاعده» مي‌افزايد.

 

حدود دو سال است كه به چند سؤال مهم در رابطه با «القاعده» و ايران پاسخ شفافي داده نشده است. سؤال‌هايي مانند آيا اعضاي «القاعده» در ايران هستند؟ اگر هستند تحت حمايت و امنيت دولت هستند يا اشرار قبيله‌اي و عشيره‌اي؟ سطح و تعداد اعضاي «القاعده» در ايران چگونه است؟ موضع جمهوري اسلامي در قبال «القاعده» چيست؟ آيا اقدامات ضدآمريكايي «القاعده»، موجب خرسندي مسؤولان جمهوري اسلامي است يا خير؟ موضع «القاعده» و سران آن درباره سياست آمريكاستيزي ايران چيست و آيا اين همسويي صوري مي‌تواند، به همكاري‌هايي منجر شود؟

 

ارايه نشدن پاسخ‌هاي روشن و شفاف به اين پرسش‌ها، موجب شده كه فضاي تبليغاتي آمريكا با محوريت «القاعده» به سمت ايران چرخيده و به نظر برخي از تحليلگران در ماه‌هاي آينده به صورت هجمه‌هاي تبليغاتي و ديپلماتيك ظاهر شود. موضع‌گيري اخير دونالد رامسفلد، وزير جنگ آمريكا سندي بر اين ادعاست. او در جمع خبرنگاران با گله و شكايت از تهران براي اينكه اعضاي «القاعده» را به آمريكا يا طرف سومي تحويل نمي‌دهد گفت: «زمان انتظار به پايان رسيده و ايران همچنان بر تصميم خود مصمم است و درباره تحويل عناصر «القاعده» به واشنگتن، هيچ تصميمي ندارد.»

 

وي در اين مصاحبه حتي نامه چهار عضو «القاعده» را به زبان آورد، يعني سيف العدل، سعد بن لادن،‌ ايمن الظواهري و سليمان ابوغيث؛ كساني كه به گفته رامسفلد، دستگيري آنان براي آمريكا بسيار ارزشمند است.

 

هرچند كمال خرازي چند بار در تالار آينه وزارت امور خارجه از تحويل حدود 400 عضو «القاعده» به كشورهاي متبوعشان (عربستان و مصر) خبر داد و حتي رييس‌‌جمهور (خاتمي) در مقابل ساختمان سفيد رياست جمهوري به طور ضمني، حضور برخي آنان را در ايران تأييد كرد، ولي دغدغه‌هاي فراواني، نه تنها براي آمريكايي‌ها بلكه براي بسياري از ناظران تحولات سياسي ـ عقيدتي ايران و جهان اسلام باقي مانده كه تأكيد خاتمي بر اينكه «دشمني «القاعده» با ما كمتر از دشمني آمريكا نيست»،‌ تنها گوشه‌اي از آن رفع كرد. عاملي كه اين دغدغه‌ها و نگراني را به شدت افزايش مي‌دهد، رفتارهاي مبتني بر جهل برخي از مسؤولان، مطبوعات و فعالان سياسي است كه در قبال جريان انحرافي، ضداسلامي و دردسرساز «القاعده»، يا سكوت اختيار كرده‌اند يا از آن نگران‌كننده‌تر، تلويحا موضع حمايتي در پيش گرفته‌اند. توجه افراطي برخي روزنامه‌هاي به اصطلاح اصول‌گرا به اخبار مربوط به «القاعده» و آب و تاب دادن به آن، گواهي بر اين ادعاست.

 

اين در حالي است كه عصام درباله از مسؤولان سازمان جماعت اسلامي مصر در كتاب «القاعده، خطرها و اشتباهات» اين گروه تروريستي و متحجر را به دوري از اسلام،‌ برداشت غلط از اسلام و بدنام كردن اسلام متهم كرده است. وي حتي اذعان كرده كه جماعت اسلامي مصر براي مدتي راه اسامه بن لادن را رفته است، اما در آخر رهبران آن به اين نتيجه رسيدند كه اشتباه كرده‌اند. عصام درباله كسي است كه به خاطر دست داشتن در چند عمليات تروريستي ـ كه منجر به كشته شدن توريست‌هاي خارجي در مصر شد ـ به زندان ابد محكوم شده است. عمر عبدالرحمن، رهبر نابيناي مذهبي جماعت اسلامي مصر نيز به خاطر رهبري عمليات انفجار در مركز جهاني بازرگاني نيويورك در اوايل دهه 1990 در آمريكا به زندان ابد محكوم شده است.

 

عصام در اين كتاب، اقدامات «القاعده» را نوعي برادركشي از نوع الجزايري خوانده و از همه رهبران مذاهب اسلامي خواسته تا به عنوان وظيفه‌اي ديني، آشكارا اقدامات «القاعده» و بن لادن را محكوم كنند.برخي از جريانات در ايران كه متأسفانه اطلاع دقيقي از جنبش‌هاي اسلامي معاصر و ماهيت بنيادگرايانه اصول‌گراي   «القاعده» ندارند، يا در باورهاي ظاهرگرايانه و متحجرانه غوطه‌ور شده و فريب ريش دو وجبي، ‌ساده زيستي، صوت و لحن اعضاي القاعده و استنادهاي پي در پي آنان به آيات قرآن و احاديث نبوي را خورده و دچار توهم شده‌اند كه بن لادن و اعضاي باند او در سراسر جهان درد دين، اسلام و مسلمانان و سلطه قدرت‌هاي جهاني بر سرنوشت مسلمين را دارند و اين خام‌انديشي، موجب درگير شدن ايران در چالشي جديد و افزايش اتهامات به جمهوري اسلامي در اين‌باره شده، به گونه‌اي كه روزي نيست، مقامات عالي‌رتبه ايراني به اظهارنظر در اين باره نپردازند (هرچند برخي از مقامات عالي‌رتبه هنوز به صراحت چنين نكرده و بهانه را از بدخواهان نستانده‌اند) ولي آيا چنين است يا ماجراي ديگري در كار است؟!

 

مي‌توان درباره «القاعده» دوگونه بحث كرد؛ يكي نتايج عملي ظهور و حضور و اعمال «القاعده» كه تنها و تنها موجب بدنامي اسلام و مسلمانان و تاخت وتاز تمدن مسيحي ـ عربي عليه مسلمانان شده است.

 

اشغال و تسخير پيروزمندانه! افغانستان و عراق در دو سال اخير و مستحكم شدن حضور نظامي ـ مادي آمريكا، انگليس و در آينده اتحاديه اروپا، نتيجه عملي پديده‌اي به نام «القاعده» است. هرچند من نمي‌خواهم با سادگي و با اين نشانه‌ها از وابستگي «القاعده» به آمريكا و «سيا» بگويم، بلكه ذهن خوانندگان را به واقعيت موجود سوق مي‌دهم كه اگر آمريكا هم در اين سال‌ها دچار ضربه و لطماتي شده، هزينه‌هاي ناچيزي است كه در قبال ريسك‌هاي بزرگ خود مي‌پردازد، نه شكست و باتلاق و ... كه برخي از افراد براي اظهار وجود در صحنه بازي‌هاي تبليغاتي و سياسي بر زبان مي‌رانند.

 

رويكرد دوم به «القاعده»، نگاهي ديرينه شناختي و تبارشناسانه به جنبش‌هاي اسلامي معاصر در جهان اهل سنت و شيعه است كه البته مشروح و جامع نخواهد بود، ولي در اندازه لازم تبيين مي‌شود. اساسا در نگاهي به جنبش‌هاي اسلامي معاصر كه همگي دغدغه عزت اسلامي،‌ استكبارستيزي، استقلال‌طلبي و بازيابي شكوه اصيل اسلامي را داشته‌اند، درمي‌يابيم كه هيچ يك خاستگاه متعصبانه و شبه وهابي نداشته‌اند، زيرا در اين نحله مرتجعانه بر خلاف ديگر گرايشهاي اهل سنت هرگونه قيام و اعتراض عليه قدرت مستولي به خاطر ناامني،‌ خونريزي و هرج‌ومرج مترتب بر آن مرام شرعي و مستوجب سركوب و بايكوت است زيرا از منظر  متفكران و سلسله‌جنبانان اين تفكر سياسي «تغلب و چيرگي»، پايه و اساس حكومت و سياست در اسلام است و برچيرگان است كه براي رضاي خدا و خلق خدا تذهيب نفس كنند و از جور و ستم‌ها بكاهند. و تنها جنبش‌هاي اصيل اسلامي  بوده و هستند كه بنا بر ماهيت آموزه‌هاي مترقي ضدظلم، ضداستبداد و ضداستعمار و سلطه‌اند كه خود بحث مفصل ديگري است.

 

حال چگونه جريان افراطي وهابي مثل «القاعده» مي‌توان جرياني اصيل، دادخواهانه و ظلم‌ستيز و به نفع مسلمين باشد؟ «القاعده» به معناي واقعي، جرياني بنيادگراست، نه به معناي اصول‌گرايي؛ جرياني است كه راه برون‌رفت از بحران‌هاي عقيدتي، تحقيرهاي ملي و بين‌المللي و عقب‌ماندگي از تطورات رو به تكامل بشري را در تعريف يك دشمن فرضي مي‌داند. براي آنكه خود را حق مطلق و دشمن را باطل مطلق ناميده و جنگ خود با دشمن فرضي را جنگ حق و باطل معرفي كند و اين هوشياري را داشته‌اند كه از جريان ضدآمريكايي (نه لزوما به معناي ايراني آن) در جهان اسلام الهام گرفته و دشمن فرضي را آمريكا معرفي كنند. ولي آيا از نظر برادران شيعه «القاعده» خطرناك‌تر از آمريكا هستند؟ آيا كشتار گسترده شيعيان در افغانستان، پاكستان و الجزاير را كساني غير از «القاعده» و وابستگان نظامي و عقيدتي آنها هدايت مي‌كنند؟

 

چرا بن لادن كه براي مسلمانان در برابر آمريكا، سينه چاك مي‌كند، يك بار هم كه شده، مواضع اسراييلي‌ها را مورد هدف قرار نداده است؟ چرا ثروت ميليارد دلاري خود را هر چند از آمريكا و در جنگ سرد دريافت كرده صرف افزايش رفاه، دانش و بهداشت مسلمين نمي‌كند؟ آيا ويراني دو ساختمان موجب فرو ريختن هيمنه آمريكا شد، يا برپايي صدها ساختمان در قلب خاورميانه؟ به راستي «القاعده» و پيروان رسمي و غيررسمي آن جريان متحجر، گمراه و عقب‌مانده از تاريخ‌اند كه مسلمين بايد ضمن برائت از آنها با ديده ترحم به آنها نگريسته و آستان اسلام را از اين پالودگي‌ها، پاك نگاه دارند و در مقابل هجمه‌‌هاي تبليغاتي غرب نيز دچار برخي مصلحت‌سنجي‌هاي نابجا نشوند و دفاع از «القاعده» را دفاع از بدنام‌كنندگان اسلام بدانند.

 

جمهوري اسلام نيز ضروري است، با تبيين شكاف‌هاي گسترده عقيدتي،‌ سياسي و فرهنگي و اسلام ناب  با «القاعده» براي مسؤولان و مجريان خود، هرچه زودتر شر عناصر وابسته به «القاعده» را از سر ملت ايران كم كرده و به دولت‌هاي متبوعشان براي مجازات تحويل دهد و بهانه‌اي نزد آمريكا براي ضربه به منافع ملي ايران باقي نگذارد."(5)

 

 

با توجه به مطالب فوق عمده ترین نقد ها را می توان موارد ذیل خلاصه نمود:

1-بخشی از مطالب فوق به جای آن که سعی در حل موضوع و روشن کردن مسئله داشته باشد تلاش می کند تا گروه و افراد خاصی را مقصر جلوه دهد و به نوعی شائبه ی حمایت القائده را به عملکرد نا درست و سیاست های اشتباه آن ها نسبت دهد.

2-در جایی دیگر تلاش می شود تا دلیل اصلی فعالیت های ایران در عراق را به حاکم کردن ساختار شیعه نسبت دهد.در حالی که با توجه به واقعیت موجود,ایران به دنبال بی اعتبار کردن امریکا در منطقه و ممانعت از حمله ی آن به کشور خود می باشد.در واقع جنبه های دیگر این مسئله طرح نشده و تنها به یک بعد پرداخته شده.

3-با توجه به این که امنیت مرزها جزء اهداف مشترک ایران و امریکا می باشد , کدام اقدام ایران زمینه ساز عدم امنیت در مرزها شده تا این مسئله به عنوان دلیل اصلی امریکا در جهت تلاش برای مذاکره با ایران مطرح گردد.

4-در برخی مطالب شاهد هستیم که اساس سیاست خارجی ایران در تثبیت روند موجود و ثبات سازی تعریف می شود,در حالی که سیاست ایران,سیاست درگیر سازی است و ثبات خود را در گروی بی ثباتی عراق می داند.

5-در بخش هایی به اختلاف میان ایران و امریکا پرداخته شده و به نقش ایران برای تامین امنیت منطقه اشاره گشته اما نسبت به موضع گیری ایران در قبال تروریست ها در عراق به عنوان مهم ترین عامل بر هم زننده ی ثبات اشاره ای نشده و به طور کلی از سیاست خارجی ایران نیز سخنی به میان نیامده است.

در ادامه می توان به مطالبی اشاره نمود که به نوعی به این سیاست دو گانه اشاره داشته اند.در این جا علاوه بر مقالات و نوشته های موجود به اخبار و مستندات نیز اشاره می شود:

"خبرگزاری آسوشیتدپرس مدعی شد که برخی از اعضای القاعده «بی‌سروصدا به داخل و خارج از ایران رفت و آمد دارند».

خبرگزاری آسوشیتدپرس روز پنج‌شنبه در گزارشی مدعی شد که آن دسته از اعضای گروه تروریستی القاعده که پیشتر در ایران دستگیر شده‌اند «بی‌سروصدا به داخل و خارج از ایران رفت و آمد دارند».

به گزارش رادیو فردا، این خبرگزاری منبع خبر خود را «مقامات اطلاعاتی سابق و فعلی آمریکا» معرفی کرده است.

این خبرگزاری در گزارش خود این احتمال را مطرح کرده است که جمهوری اسلامی کنترل خود را بر اعضای زندانی القاعده کاهش داده تا این گروه تروریستی بار دیگر بتواند نیروهای خود را برای مبارزه با ایالات متحده سامان دهد.

خبرگزاری آسوشیتدپرس جزئیات تحرکات اعضای زندانی القاعده در ایران را از مقامات اطلاعاتی و ضدتروریستی ایالات متحده به دست آورده است که اغلب آنها خواسته‌اند نام‌شان فاش نشود.

به گفته یک مقام سابق سازمان سیا، تمام افرادی از القاعده که از ایران خارج شده‌اند «جزء سرمایه‌گذاران و برنامه‌ریزان این گروه تروریستی هستند».

یک مقام ارشد ضدتروریستی آمریکا در گفت‌وگو با خبرگزاری آسوشیتدپرس این افراد را «دارای مقام‌های پایین» توصیف کرده است.

آسوشیتدپرس از جمله اعضای گروه القاعده که در ایران به سر برده‌اند به این افراد اشاره کرده است: ابوحفص اهل موریتانی، مشاور بن لادن، ابوسعید المسری، مسئول امور مالی القاعده، سلیمان ابوغیث، سخنگوی بن لادن، و مصطفی حامد که در این گروه نقش مربی عملیات تروریستی را بر عهده داشته است.

مقامات اطلاعاتی آمریکا تلاش کرده‌اند با کنترل مکالمات تلفنی اعضای القاعده زندانی در ایران و تصویربرداری ماهواره‌ای تحرکات این افراد را زیر نظر بگیرند.

سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا، سی‌آی‌ای، نیز «بر اساس طرحی بسیار محرمانه با اسم رمز ریگور» تلاش کرده است اعضای گروه تروریستی القاعده در ایران را شناسایی و معدوم کند.

نتیجه این عملیات محرمانه سازمان سیا در ایران کاملا مثبت نبوده است.

رفت و آمد اعضای القاعده از ایران در اواخر سال ۲۰۰۸ آغاز شده است، در زمانی که آمریکا بر تلاش‌های خود برای تحریم بیشتر ایران به دلیل فعالیت‌های هسته‌ای‌اش افزود.

سعد بن‌لادن، یکی از پسران اسامه بن‌لادن، هم درست در این زمان به همراه 4 عضو دیگر این گروه اجازه خروج از ایران را به دست آورده است."(6)

"فيليپ جيرالدي " (Philip Giraldi) افسر بازنشسته سازمان سيا در مقاله‌اي كه در سايت "آنتي وار " original.antiwar منتشر شد، با اشاره به گزارش‌هايي كه ايران را متهم مي‌كند به رهبران القاعده اجازه داده است به افغانستان بروند و سربازان آمريكايي را بكشند."(7)

"مشاور امنیت ملی عراق ادعا کرد: ایران میزبان 100 تن از رهبران و اعضای القاعده است که برخی از آنها در این کشور در بازداشت خانگی به سر می برند.

به گزارش عصر ایران (asriran.com)، "موفق الربیعی" در مصاحبه با روزنامه عربی الشرق الاوسط گفت: تعداد زیادی از اعضای سازمان های تروریستی افغانستان، عربستان سعودی، آفریقای شمالی یا یمن در ایران زندگی می کنند.

وی مدعی شد: برخی از رهبران القاعده در زندان های ایران به سر می برند و برخی نیز تحت بازداشت خانگی قرار دارند. اما آن دسته از افرادی که تحت بازداشت خانوادگی اند، هنوز می توانند از طریق تلفن با شاخه های القاعده در عراق ارتباط برقرار کنند.

مشاور امنیت ملی عراق همچنین گفت: عراق از ایران اطلاعاتی در مورد این افراد را مطالبه کرده اما هیچ پاسخی از جمهوری اسلامی دریافت نکرده است.

"الربیعی" از ایران خواست به عراق در جلوگیری از هجوم تروریست ها به این کشور کمک کند و افزود: بدون حمایت ایران، عراق قادر به توقف این روند نخواهد بود.

وی خاطر نشان کرد: اطلاعاتی درباره گروه های تروریستی دیگر همچون انصار الاسلام و انصار السنه در اختیار داریم و مطلعیم که این گروه ها از طریق مرزهای بین ایران و عراق در رفت و آمدند و معتقدیم که تهران باید جلوی چنین روندی را بگیرد. "(8)

"يکسري وجوه ايجابي و سلبي در اين ارتباط وجود دارند. وجه ايجابي اين است که حکومت به نوعي نمي خواهد جبهه ‏تازه اي عليه خودش بگشايد؛ آنهم جبهه اي از نوع اسلامي-مذهبي و ايدئولوژيک. اساسا سيستم براساس مباني ‏ايدئولوژيکي که براي خودش تعريف کرده، اگر زماني با اينها روبرو شود مجبور است وجه ايدئولوژيکش را کنار ‏بگذارد. مسئله ديگر اين است که افراطيون جناح راست در جمهوري اسلامي راحتتر با نئومحافظه کاران آمريکايي ‏وارد معامله مي شوند چون خط الرسم هر دوجناح يکي است.مشخصا براي ارتباط گروههاي تندروي سني با جمهوري ‏اسلامي هم مي توان اين استدلال را به ميان آورد. چرا که دربسياري موارد عملا همسو هستند؛ اگر چه آنها سني ‏افراطي هستند و دولت شيعه را در نقطه مقابل ايدئولوژي خود مي دانند.‏

اما بهزاد خوشحالي مانند بسياري از صاحبنظران ديگر، از بکارگيري يک تاکتيک از سوي جمهوري اسلامي سخن مي ‏گويد:نخست استفاده ابزاري از القاعده و در مراحل بعدي برخورد با آن.‏

وي مي گويد:سيستم فعلا مي تواند به عنوان ابزاري از آنها استفاده کند تا منافع امريکا را در منطقه به خطر بياندازد؛ ‏اما براساس نظر "فرانسوا توال" محقق فرانسوي، در کتاب "ژئوپولتيک شيعه"، جمهوري اسلامي براي رويارويي با ‏دشمنانش يکسري اولويت بندي دارد؛ دشمنان ايدئولوژيکش را در اولويتهاي آخرش قرار داده و الان بيشتر با جريانات ‏سياسي و اپوزيسيون درگير است. جرياناتي که بنيادهاي مشروعيت نظام جمهوري اسلامي را به رسميت نمي شناسند ‏وآنرا قبول ندارند. اگر توانست اولويتهاي نخست را مهار کند، در مراحل بعدي تلاش خواهد کرد که دشمنان ‏ايدولوژيکش را مهار کند. بعلاوه جمهوري اسلامي، اساسا ابزار و سلاحي ندارد که با سلفي ها و وهابيون روبرو ‏شود.فعلا تا اندازه اي سلفيها عليه مردمند و نه عليه حکومت. لذا در حال حاضر خطري جدي براي جمهوري اسلامي ‏ايجاد نکرده اند.‏

‎‎اما در صورتي که جمهوري اسلامي لازم ببيند، در آينده اين توان را خواهد داشت که با القاعده اي نيرومند ‏و سازمان يافته در داخل ايران مقابله کند؟‎ ‎
يکي از بحثها اين است که اين گروههاي اسلامي سني، از لحاظ ساختاري، باجريانات ديگر متفاوتند.يعني بي شکل ‏هستند و ساختاري نرم دارند واز قواعد سازماندهي کلاسيک استفاده نمي کنند. اتفاقا جمهوري اسلامي خود يکي از ‏مبدعين چنين ساختارهاي بي شکلي است. اما با اين وجود در آينده، برخورد با القاعده در داخل ايران کار آساني ‏نخواهد بود."(9)

در مطالب ذیل مسائلی که طی پرسش و پاسخ مطرح شده و با موضوع ما مرتبط می باشد اشاره می شود:

"اساسا ماهيت جريان "سلفي" چيست و چرا وجود آنها ايجاد نگراني کرده است؟ اين پرسش و پرسشهايي از اين دست ‏را با مختار زارعي، فعال دانشجويي ساکن سنندج که در اين زمينه تحقيقاتي انجام داده است، و بهزاد خوشحالي، ‏روزنامه نگار و نويسنده سنندجي در ميان گذاشته ايم.‏

مختار زارعي در گفتگو با روزمي گويد: جريان "سلفي" مجموعه اي از پيروان احياي اسلام بر طبق افکار "سلف ‏صالح" هستند. براساس راي اين گروهها، مسلمانان دو دسته اند: سلف و خلف. مسلمانان سلف، مسلمانان عصر پيغمبر ‏و شاگردان و اصحاب وي هستند و مسلمانان خلف هم جريانات بعد از پيامبر است. سلفي ها اعتقادشان اين است که ‏اسلام واقعي، اسلامي است که "سلف صالح" به آن اعتقاد داشته است؛ اين مباني انديشه آنان است، اما عملا در پروسه ‏اي تاريخي به دو شيوه بروز پيدا کرده اند: سلف جهادي و سلف غير جهادي؛ سلف غير جهادي در عمل اعتقاد ضعيفي ‏به جهاد دارند، اما جهاديها نظري عکس دارند.

در هر دو جريان، اعتقاد به جهاد وجود دارد اما در مورد زمان و نحوه ‏جهاد با يکديگر اختلاف دارند. سلف جهادي در مصر فعال و "ايمن الظواهري" رهبر آنان بود. بعدها "بن لادن" و ‏گروههاي موسوم به عرب – افغاني، به دنبال حمله شوروي به افغانستان به جهاد پرداختند واعلام کردند که جهاد با ‏شوروي، اولويت مسلمانان است وبه اين ترتيب فرمان جهاد دادند. ‏

اين جريان چرا و از چه طريق به کردستان ايران رسيد؟ ‏

در جريان درست شدن سلف جهادي بالاخص در افغانستان، شماري از کردهاي عراقي به رهبريت "ملا کريکار" به ‏اين گروه، يعني گروه موسوم به عرب- افغاني پيوستند.[به اين لحاظ به آنها عرب-افغاني مي گفتند چون زبان رسمي ‏آنان عربي بود ودر کنار تاجيکها و افغانها و مليتهاي ديگر، عربها اکثريت داشتند.] حتي "ملا کريکار" و جريان ‏‏"حرکه اسلامي" در عراق به رهبريت "ملا عثمان"، از القاعده در جريان جنگ افغانستان حمايت مي کرد و به آنها ‏ياري مي رساند. آشنايي يا نقطه شروع همکاري کردهاي بنياد گرا با جريان سلفي از اينجا شروع شد.

ارتباط کردهاي ‏بنياد گرا يا سلفي با جريان بنياد گرايي در جهان از افغانستان آغاز مي شود.وقتي جنگ افغانستان و شوروي تمام شد، ‏اعضاي کُرد القاعده به کردستان عراق باز گشتند، اين بازگشت مقارن بود با عقب نشيني بعثي ها از کردستان عراق. ‏لذا در مجموع با توجه به آزاديهايي که در کردستان وجود داشت، اين گروهها مجددا به سازماندهي خود پرداختند اما ‏اين بار سيستماتيک و پخته تر از قبل. بعد از آن با توجه به مرز مشترک کردستان عراق با ايران و روابط طايفه اي، ‏قومي، فرهنگي و تاريخي بين کردهاي ايران و عراق، و همچنين ارتباط علوم فقهي حوزه هاي کردستان ايران و ‏عراق، اين ارتباط با بخشي از کردهاي ايران در شهرهاي مرزي بانه، جوانرود و مريوان هم به وجود آمد و چون اين ‏جريان، جرياني مذهبي بود، فقهاي ايراني به راحتي به رفت و آمد بين دو منطقه پرداختند؛ بدون اينکه مرزها مانعي ‏جدي باشند.‏

‏اکنون شيوه سازماندهي "سلفي هاي جهادي" در ميان مردم ايران به چه شيوه اي است؟

‏"حرکه اسلامي" تشکيلاتي سياسي ونظامي بود که حتي مدتي با اتحاديه ميهني کردستان عراق هم درگير شدند وشهر ‏حلبجه را هم گرفتند. از طريق همين افراد بود که جريان سلف جهادي وارد ايران شد. به ويژه بعد از حمله آمريکا به ‏افغانستان و بعد هم به عراق، باز اين جريانات مذهبي تحت اين انديشه که مثلا بايد با کفر جنگيد، به رويارويي با آمريکا ‏پرداختند. اينبار نه شوروي بلکه آمريکا هدف قرار گرفت. "الزرقاوي" رهبر اين گروه در عراق بود و کردهايي که ‏جذب اين جريان شده بودند از الزرقاوي دستور مي گرفتند. افرادي مثل "دکتر عمر" هم که پزشکي عراقي و از ‏رهبران القاعده بود، در مريوان دستگير شد و الان هم در زندان مريوان است.در واقع مي توان از جريان سلفي جهادي، ‏به عنوان "القاعده ايران" ياد کرد.افرادي هم که با شاخه ايراني القاعده همکاري جدي داشتند اينها بودند: "حميد عالي"، ‏‏"ملا محمد علوي"، "ملا احمد"، "ابوعبدالله شافعي".‏

‎‎اين افراد از چه کانالي با القاعده پيوند خوردند و چه پيشينه اي دارند؟‏‎‎

‏"حميد عالي" مريواني است و در آغاز، عضو اخوان المسلمين بود و بعدها با القاعده آشنا شد و حتي با بن لادن و ‏الزرقاوي هم بيعت کرد؛ يا "ملا محمد علوي"، که متولد بوکان است، هم اکنون در سنندج از رهبران القاعده است. ملا ‏محمد علوي کسي است که جوانان يا کساني که تازه به القاعده مي پيوندند به نمايندگي از "بن لادن" با او در کردستان ‏بيعت مي کنند. يا "ملا احمد"، که البته اسمي مستعار است. اينها کردهاي ايراني هستند که با القاعده آشنا شده اند و الان ‏هم از رهبران القاعده در ايران هستند. "ابوعبدالله شافعي" هم که به "وريا رش" مشهور است و از لحاظ تشکيلاتي ‏تجربه زيادي دارد و در افغانستان جهاد کرده، رهبر نظامي اين گروه است.‏

‎‎چه عوامل ديگري براي فعاليت القاعده در ايران بستر ساز بوده اند؟‎ ‎

بستر و زمينه آن در کردستان ايران تا حدودي مهيا بوده است. چرا که دو جريان مذهبي "مکتب قرآن" يا پيروان ‏مرحوم مفتي زاده وهمچنين "اخوان المسلمين" قبلا در ايران فعاليت داشته اند. هر چند اخوان المسلمين از لحاظ رفتار ‏سياسي و نه از لحاظ انديشه سياسي کمي ميانه رو تر از القاعده است.اين دو جريان از لحاظ انديشه و فکر، زمينه ساز و ‏بستر ساز القاعده در ايران بوده اند. حتي "دکتر قرزاوي" که پدر معنوي و فکري اخوان المسلمين در جهان است، به ‏عمليات انتحاري مشروعيت داد و در اين باره فتوا صادر کرد.همه اينها از يکسو و حضور کردهايي مثل ملا محمد و ‏چندين نخبه مذهبي ديگر، براي نفوذ القاعده در ايران کافي بود.

 بيشتر افراد القاعده در ايران پيشتر با مکتب قرآني ها ‏واخوان المسلمين ارتباط داشته و از کلاسهاي آموزشي و ديني اين دو جريان برخاسته اند. هر چند همکاري مستقيم بين ‏مکتب قرآن و اخوان المسلمين با القاعده، مثلا ائتلاف يا اتحادي وجود ندارد؛ اما روحيه همکاري و پناه دادن به القاعده ‏در ميان همه آنها وجود دارد. مثلا کسي که با اخوان يا مکتب قران همفکري دارد، يک قدم تا جريان سلفي فاصله دارد ‏که اين يک قدم را هم معمولا به سادگي طي مي کنند.‏

‎‎چرا با همه اين موارد، جمهوري اسلامي برخوردي جدي و سخت براي مقابله با اين جريان افراطي در پيش ‏نمي گيرد؟‎ ‎

جمهوري اسلامي طبيعتا مي بايست با آنان برخورد کندو حساسيت به خرج دهد، اما اينطور نبوده. حتي عملا در ‏مساجدي مانند "قبا" و "جامع" سنندج، سي دي آنان در حاشيه پياده روها منتشر مي شود. تعقيب يا برخورد با اين ‏جريان براي جمهوري اسلامي، سخت نيست اما اينکه تسامحي در برابر اينها است، جاي تامل دارد. آنان در سي دي ‏هايشان مي گويند که اساسا، شيعه ها کافرند؛ يا با جسارت مي گويند رهبران جمهوري اسلامي کافر هستند و خطوط ‏قرمز را مي شکنند و بي باکانه از مشرک بودن و کافر بودن اهل تشيع سخن مي گويند.از جهاد مي گويند و اين و آن را ‏تهديد به مرگ مي کنند اما با اين وجود برخوردي جدي با آنها نمي شود و اين جاي سوال دارد.‏

‎‎سلفي هاي جهادي در دراز مدت چه خطراتي مي توانند داشته باشند؟‏‎

اساساموجوديت آنان خطرناک است.آنان معتقدند که از دو راه مي توان به خدا رسيد:يا از راه پلکان، يا از راه آسانسور ‏و مقصود آنان از آسانسور، همان عمليات انتحاري است. بعلاوه آنها معتقد به حقوق بشر نيستند و معتقدند انسان غير ‏مسلمان حق حيات ندارد و بايد کشته شود؛ بدون اينکه مشخص باشد معيار مسلمان بودن يا نبودن از ديدگاه آنان چيست. ‏اگر امروز تشخيص دهند که مثلا شما کافريد، حکم مرگ شما را صادر مي کنند. چندين بار ليست هايي منتشر کرده اند ‏که در آنها به اسامي افرادي اشاره شده که از ديدگاه آنان کافر هستند. حتي در دفتر حزب دموکرات کردستان عراق در ‏مريوان يک نفر را ترور کردند؛ يا مسئوليت يک رشته بمب گذاريهايي را که در سنندج شده بود اينها بر عهده گرفته ‏اند.

مدتي قبل يکي از آنها با موتور سيکلت بمبي را حمل مي کرد تا در مکان نامشخصي آن را کار بگذارد اما موتور ‏سيکلتش منفجر شد و در اين ميان خود او کشته شد. از سوي ديگر مثلا خيابانهاي شش بهمن و ميدان اقبال سنندج تا ‏حدودي براي نسل جوان جذابيت دارد و جوانها براي قدم زدن به آنجا مي روند. اين جريان بنيادگرا و خطرناک چند ‏بار در اعلاميه هايي تذکر داده بودند که افرادي که به اين خيابانها مي روند به دليل نوع پوششان کافرند و تهديد به ‏مرگ شده بودند.

جالب اينجاست که بمب گذاريهايي که در سنندج شده، منتسب به القاعده هستند اما چندين فعال مدني ‏سکولار به جرم دست داشتن در آنها بازداشت شده اند. آنها درمريوان، پاوه، جوانرود وبوکان و در برخي شهرهاي ‏ديگر فعاليت دارند. اساسا انديشه آنان تروريستي است.انديشه اي که به کشتن ديگري به دليل تفاوت فکر، اعتقاد دارد؛آن ‏هم براساس معياري يکسويه.در يکي از سي دي ها، آقاي حميد عالي مي گويد: انسان مسلمان بايد هميشه مسلح باشد.در ‏هر حال موجوديت آنان امنيت عمومي و ملي را تهديد مي کند.‏

‎‎پس به اين ترتيب راههاي مقابله با آنها کدامها هستند؟‏‎ ‎

اين جريانات فقط در فضاهاي غيردموکراتيک رشد مي کنند.هر چه جريانات مدني و دموکراتيک توسعه پيدا کنند، خود ‏به خود تضعيف مي شوند. ترويج و تبليغ دموکراسي در ميان مردم وظيفه فعالان مدني است و در نبود اين مفاهيم، اين ‏جريانات تندرو، شانس بيشتري براي رشد و نفوذ در ميان مردم دارند. از طرف ديگر، اين احتمال هم وجود دارد که ‏بخشي از حاکميت(و نه همه آن) معتقد باشند که در برهه اي از زمان منافعشان با اين گروهها در يک راستا باشد؛ مثلا ‏در جهت مقابله با آمريکا. اين را همه بايد بدانند که اين گروهها به سادگي به وجود مي آيند اما به سادگي از بين نمي ‏روند و تسامح و نرمش با آنان، يک شوخي خطرناک است.‏

‎‎مي دانيد که در روزهاي گذشته "ايوب گنجي" امام جماعت مسجد قباي سنندج بازداشت شده و برخي از ‏فعالان مدني از ارتباط و گرايش وي به جريانات افراطي سخن مي گويند. نظر شما چيست؟‎ ‎

آقاي گنجي کتابي دارد به نام "جهاد: و درآن کتاب آمده که جهاد، يگانه راه موفقيت و پيروزي مسلمانان است و بر روي ‏جلد کتابش هم تصوير چندين قبضه اسلحه ديده مي شود.وي به نوعي رابطه انديشه اي و تشکيلاتي با "سلفي هاي ‏جهادي" دارد. اينها حتي در نماز جماعت براي القاعده و بن لادن دعا مي کردند و رسما جنگ القاعده با امريکا را ‏جنگ اسلام و کفر معرفي مي نمودند. بازداشت آقاي گنجي و چند روحاني ديگر درروزهاي گذشته شايد به نوعي ‏تضعيف ارتباط جهادي ها با آن بخشي از حاکميت باشد که براي رويارويي با آمريکا از اين گروهها حمايت مي ‏کنند.مذاکره ايران و امريکا درباره وضع امنيتي عراق و تعهد لفظي ايران به استقرار آرامش در عراق، احتمالا از ‏دلايل به سردي گراييدن روابط بين اين دو طيف باشد.‏"(10)

"یک روزنامه کویتی مدعی شد، به تازگی برخی از سران القاعده که در ایران زندانی بوده اند، آزاد شده و به افغانستان بازگشته اند. به گزارش «تابناک»، روزنامه کویتی «الرای العام» با طرح این ادعا نوشت:

«سعد اسامه بن لادن»، (فرزند اسامه) و «سلیمان ابوغیث»، سخنگوی القاعده به همراه چند تن از سران این تشکیلات - که مدتها در ایران زندانی بودند - در چند روز گذشته، آزاد شده و به افغانستان رفته اند.

این روزنامه کویتی که مدعی است، خبر فوق را منابع ویژه! در اختیارش گذارده اند، در ادامه می نویسد: القاعده برای آزادی عواملش در ایران، به توافق سه مرحله ای با تهران رسیده است؛ در مرحله نخست، فرزندان اسامه آزاد خواهند شد و در مراحل بعدی، دیگر عوامل القاعده که از ملیت های گوناگون هستند ـ مانند کویتی ها و مصری ها ـ از زندان های ایران آزاد خواهند شد.

گفتنی است، «سلیمان ابوغیث» که متولد 1965 کویت و پدر شش فرزند است، در سال 2003، مقامات کویتی، تابعیت کویتی او را لغو کردند و در همان زمان، القاعده او را به عنوان سخنگوی رسمی خود در سراسر جهان معرفی نمود که مدت ها پس از این خبر، از «ابوغیث» خبری در دست نبود تا این که هم اکنون «الرای العام»، مدعی آزادی او از زندان های ایران شده است."(11)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1-دیلمی معزی,امین.تحلیلی بر استراتژی در عراق,شیعه تصمیم ساز

2-رضایی,علیرضا.مثلث استراتژیک(امریکا,ایران,عراق)

3-قربان اوغلی,جاوید.پارادوکس امنیت در عراق

4-احدی,افسانه و ثقفی عامری,ناصر.استراتژی جدید امریکا در عراق:پیامد احتمالی براای ایران

5-پارسا,عماالدین.دست های پنهان القاعده در ایران

6-خبر آنلاین.پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389.کد مطلب:61631

7-خبر گذاری فارس

8-عصر ایران.4 اردیبهشت 1387.کد خبر:40754

9-بهزاد خوشحالی.نویسنده و روزنامه نگار سنندجی

10-فعالیت علنی سلغی ها در گفت و گو با فعالان کرد.جمعه 30 فروردین 1387

11-تابناک.18 شهریور 1389.کد خبر:119085

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آذر 1389ساعت 22:52  توسط فائزه مرادی حقیقی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

مهدی خدایی

پیشینه پژوهش

قسمتی از مطالعات حالت کلاسیک دارند ، بخش اول مطالعات تاریخی و اسلام شناسی را شامل می شوند که ما به ناچار بایستی وقایع تاریخی را که منجر به تغییر شکل جوامع اسلامی در شکل رادیکال امروز آن شده را بدانیم  و در تجزیه و تحلیل موضوع ، تولید فرضیه و پردازش گزارش پژوهش به کار ببندیم. دکتر صادق زیبا کلام در فصلی از کتاب سنت و مدرنیته تحت عنوان چرا تاریخ می خوانیم؟ می نویسد مطالعه تاریخ چراغی را روشن نموده و محقق با این چراغ به ریشه مسائل پی می برد.  بخش دوم نیز ما را ناخواسته به سوی مطالعات فقهی در رابطه با کاربرد زور و خشونت در اسلام می کشاند که بدانیم تا چه اندازه کاربرد خشونت مشروعیت دارد و از سوی دیگری مبانی فقهی - فکری از کجا تولید شده است. اعتقاد و احکام دین اسلام امری لا ینفک در زندگی هر مسلمانی است و مسلمانان طبق مفاهیم قرآنی مکلف به حفظ دین خداوند می باشند و از سوی دیگر با توجه به اینکه ادیان اسلام بر خلاف ادیان دیگر از امت خود می خواهد در ارتباط با سیاست و حکومت فعال عمل نمایند . حال از سوی تئوری دارالاسلامی بودن جهان را با تجربه پیروزی های تاریخی اسلام از جمله در جنگ صلیبی اگر در هم بیامیزیم و احساس تحقیری که در حال حاضر مسلمان از سوی غرب و حکومت دیکتاتوری کشورهای اسلامی تحل میکنند میل به قدرت یابی مسلمانان را می توان فهمید. در این باره محمد عبدالسلام فرج (يكي از رهبران تشكيلات جهاد اسلامي مصر) در رسالة «الفرضيه الغائبه» مي‌نويسد: احكامي كه امروزه بر مسلمانان  حاكم است، احكام كفر و بلكه قوانيني است كه كافران وضع كرده و مسلمانان را بدان سوق داده‌اند. خداي سبحان مي‌گويد «و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الكافرون؛ و كساني كه به موجب آنچه خدا نازل كرده داوري نكرده‌اند، آنان خود كافرانند.» پس از برچيده شدن بساط خلافت در سال (1924 م) و ريشه كن شدن همه احكام اسلام و جايگزيني احكامي كه كافران وضع كرده‌اند، وضع‌شان همان وضع تاتارها شده است؛ چنان كه در تفسير ابن‌كثير ذيل اين آيه ثابت شده است: «افحكم الجاهليه يبغون و من احسن من الله حكماً لقوم يوقنون؛ آيا خواستار حكم جاهليت‌اند؟ و براي مردمي كه يقين دارند، چه كسي از خدا هتر است؟» و درهاي خروج حاكمان زمانه از ملت و آيين اسلام چندان پر شمار است كه براي آن كس كه روش و منش آنان را زير نظر گيرد، شبهه‌اي باقي نمي‌ماند. ابن تيميه در كتاب «الفتاوي الكبري»  گويد: به ضرورت و بداهت از دين مسلمانان و اتفاق همگي مسلمانان، دانسته است كه هر كس پيروي ديني جز دين اسلام و شريعتي جز شريعت محمد (ص) را جايز شمارد، كافر است و كفر او چون كفر آن كس است كه به برخي از آيات كتاب قرآن ايمان آورده و به بخشي ديگر كفر ورزيده است؛ چنان كه خداي بزرگ گويد: كساني كه به خدا وپيامبرانش كفرمي‌ورزند و مي‌خواهند ميان خدا وپيامبران اوجدايي‌اندازند و مي‌گويند : ما بعضي را انكار مي‌كنيم و مي‌خواهند ميان اين (دو) راهي براي خود اختيار كنند، آنان در حقيقت كافرند و ما براي كافران عذابي خفت آور آماده كرده‌ايم.»( نويسنده: رضوان السید و مترجم: مجید مرادی)

قسمتی دیگر از مطالعات که اساس بنیان اصلی این پژوهش را بوجود می آورد مطالعات تاریخ معاصر کشورهای اسلامی با رویکرد اصلی شکل گیری جنبش های اسلامی و مبارزات ضد استبدادی و استعماری می باشد و آثار متعددی در این ارتباط وجود دارد. در ادامه نیز مطالعات جنبش های اسلام شناسی ما را به مطالعه نظریه پرازی های در باب حکومت اسلامی ایده ال متفکرین جنبش ها می کشاند. اساتید محترم دانشگاه تهران آقایان دکتر حمید احمدی و دکتر احمد موثقی درس جنبش های اسلامی را تدریس می کنند توانسته اند متون بسیاری را تولید نمایند. از جمله کتابی تحت عنوان جنبش های اسلامی در جهان عرب از هرایر دکمیجان که دکتر احمدی ترجمه کرده اند شاید مهمترین منبع در حال حاضر در دسترس فارسی زبانان باشد . این کتاب با مطالعه 148 جنبش اسلامی در کشور مختلف تلاش می کند تا به بازشناسی ایده های تشکیل آنها بپردازد.

در حوزه شکل گیری جنبش های بنیاد گرایانه نباید تاثیر و بازتاب انقلاب اسلامی را نادیده گرفت هرچند کتابی متقنی در این رابطه وجود ندارد اما می توان تلاش های دکتر منوچهر محمدی را در نوشتن کتاب بازتاب انقلاب اسلامی ستود و همچنین کتاب بازخوانی دکتر ملکوتیان نیز کتاب ارزشمندی است .

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت 17:0  توسط مهدی خدایی  | 

موضوع پژوهشc

تأثیر پایگاه سیاسی اجتماعی و اقتصادی در گزینش سیاسی و رأی­ دهی آنها در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری

سئوال پژوهش

پایگاه اجتماعی و اقتصادی افراد چه تأثیری در نوع رأی دهی و گزینش سیاسی افراد دارد؟

فرضیه­های پژوهش

بین پایگاه اقتصادی و اجتماعی و رفتار سیاسی و انتخاباتی رابطه مستقیمی وجود دارد.

 

منابع پژوهش

1- آبراهامیان، یراواند، ایران بین دو انقلاب، ترجمه احمد گل محمدی، محمد ابراهیم فتاحی، نشر نی، تهران: چاپ دوازدهم 1385

2- ــــــــــــــــ، تاریخ ایران مدرن ترجمه احمد گل محمدی، محمد ابراهیم فتاحی، تهران: چاپ اول 1389

3- ــــــــــــــــ، مقالاتی درباره جامعه شناسی سیاسی ایران ترجمه سهیلا ترابی فارسانی، تهران: تیراژه، 1380

4 - آشوری، داریوش، دانشنامه سیاسی انتشارات مروارید 1373

5- ــــــــــــــــ، فرهنگ علوم انسانی نشر مرکز، تهران: 1384

6- آلموند، گابریل و دیگران، چارچوبی نظری برای بررسی سیاست تطبیقی، ترجمع علیرضا طیب، مرکز آموزش مدیریت دولتی، تهران: 1377

7- ؟؟؟؟؟؟دیوید و ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چارلز، اعتراض سیاسی و تغییر اجتماعی، ترجمه محمد رضا سعد آبادی، انتشارات پژوهشکده راهبردی، تهران: 1380

8- ازغندی، علیرضا، درآمدی بر جامعه شناسی سیاسی ایران، تهران: 1385

9- اینکهارف، رونالد، تحول فرهنگی در جامعه پیشرفته صنعتی، ترجمه مریم ؟؟؟؟؟؟؟؟انتشارات کویر 1369

10- باتامور تام، طبقات اجتماعی در جوامع جدید، ترجمه اکبر مجدالدین، دانشگاه شهید بهشتی 1367

11- بحرانی، محمد حسین، طبقه متوسط و تحولات سیاسی در ایران معاصر موسسه انتشارات آگاه 1388

12- بدیع برتران، توسعه سیاسی، ترجمه احمد نقیب زاده، نشر قومس، تهران

13- بشیریه، حسین، جامعه شناسی سیاسی، نشر نی، تهران: 1384

14- ـــــــــــــ، دیباچه­ای بر جامعه شناسی ایران در دوره جمهوری اسلامی، نشر نگاه معاصر، تهران: 1381

15- ـــــــــــــ، عقل در سیاست، نگاه معاصر، تهران: 1384

16- ـــــــــــــ، گذار به دموکراسی، نگاه معاصر، تهران: 1384

17- ـــــــــــــ، گذار به مردم سالاری، نگاه معاصر، تهران، 1385

18- پیرو، آلن، فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه باقی ساروخانی، انتشارات کیهان، 1375

19- ؟؟؟؟؟؟؟ملوین، جامعه شناسی قشر بندی و نابرابری اجتماعی، ترجمه عبدالحسین نیک گهر، نشر توتیا، تهران: 1383

20- جلایی پور، حمید رضا، انقلاب اسلامی، جامعه و دولت، (مجموعه مقالات) انتشارات کویر، تهران: 1387

21- ــــــــــــــــــــــ، دولت پنهان طرح نو، تهران: 1379

22- پیروند، عبدالله، توسعه اقتصادی، (مجموعه مقالات) نشر موسوی، تهران: 1368

23- حبیب زاده، افشین، مشارکت سیاسی طبقه کارگر در ایران، انتشارات کویر، تهران: 1387

24- دارابی، علی، رفتار انتخاباتی در ایران، سروش، تهران: 1384

25- راش، مایکل، جامعه و سیاست، ترجمه منوچهر صبوری، انتشارات سمت، تهران 1385

26- ربیعی، علی، جامعه شناسی تحولات ارزشی، انتخابات فرهنگ و اندیشه، تهران: 1380

27- رفیع پور، فرامرز، تکنیکهای خاص تحقیق در علوم اجتماعی، شرکت سهامی انتشار، تهران: 1385

28- ــــــــــــــــ، کند و کاوها و پنداشتها، شرکت سهامی انتشار، تهران 1386

29- ساروخانی، باقر، درآمدی بر دایره المعارف علوم اجتماعی، انتشارات کیهان، تهران: 1381

30- ـــــــــــــــ، روشهای تحقیق در علوم اجتماعی جلد 1 و 2 پژوهشکده علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران: 1371

31- ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟تغییرات اجتماعی و توسعه، ترجمه محمود ؟؟؟؟؟؟؟مظاهری، انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی، تهران: 1378

32- یونگ، یو، وال، فرهنگ سیاسی و توسعه سیاسی، (مطالعات تطبیقی ایران و کره جنوبی) انتشارات خانه سبز، تهران: 1381

33- شادلو، عباس، احزاب و جناحهای سیاسی ایران امروز، نشر وزرا، تهران: 1385

34- غفاری، غلامرضا و نیازی، محسن، جامعه شناسی مشارکت، نشر نزدیک، تهران: 1386

35- قادر، حاتم، موانع مشارکت سیاسی در ایران، (مجموعه مقالات به کوش علی اکبر عالیخانی) نشر سفیر، تهران: 1377

36- قانون اساسی، چ 11 1388

37- کاترین، مارشال و ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟روش تحقیق کیفی، ترجمه علی پارسائیان، سید محمد اعرابی، دفتر پژوهشهای فرهنگی تهران 1377.

38- ـــــــــــــ،  کدیور، محمد علی و دیگران، گذار به دموکراسی (مجموعه مقالات) ترجمه محمد علی کدیور، تهران نشر گام نو 1386.

39- کریمی، یوسف، روان شناسی شخصیت، انتشارات دانشگاه پیام نور، تهران: 1370

40- ؟؟؟؟؟؟؟؟زاده، عبدالعلی، نابرابری و قشربندی اجتماعی، انتشارات دانشگاه شیراز 1377

41- مارتین، ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟،ترجمه طبقه اجتماعی، ترجمه جواد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟کهن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟1381

42- مارش، دیوید، ؟؟؟؟؟؟؟؟؟روش و نظریه در علوم سیاسی ترجمه امیر محمد حاجی یوسفی، نشر پژوهشکده مطالعات راهبردی، تهران 1384

43- ویر، مارکس، اقتصاد و جامعه، ترجمه عباس منوچهری و دیگران، نشر سمت، تهران: 1384

44- مانتینگتون، ساموئل، سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی، ترجمه محسن تلاش، نشر علم، تهران 1385

45- ـــــــــــــــ، موج سوم دموکراسی در پایان سده بیستم، ترجمه احمد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نشر روزنه، تهران: 1381

 

مقالات

46- آلموند و پاول، جامعه پذیری سیاسی و فرهنگ سیاسی، ترجمه علیرضا طیب، اطلاعات سیاسی - اقتصادی، شماره 114- 113، 1375

47- ابراهیمی، امیر، تأثیر قومیت بر مشارکت سیاسی (پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران) 1381

48- اشرف، احمد، مفهوم طبقه در ایران، سایت عصر نو، آذر 1387

49- افشاری، علی، روزنامه انتخاب 1378

50- امیر احمدی، هوشنگ، درآمدی بر جامعه مدنی در ایران امروز، مجله گفتگو، شماره 27، تهران 1375

51- ایمان، محمد تقی، رفتار انتخاباتی و مشارکت سیاسی مردم در هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، اطلاعات سیاسی - اقتصادی، سال دوازدهم، شماره 124- 123، آذر و دی 1376

52- بستانی، حسن، بررسی تأثیر پایگاه اقتصادی - اجتماعی بر مشارکت سیاسی دانشجویان، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران، 1382

53- بشیریه، حسین، درس گفتار تئوریهای انقلاب، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، آبان 1379

 

پیشینه پژوهش

هر چند تحقیقات فراوانی در زمینه نقش پایگاه اجتماعی - اقتصادی افرادی در نحوه مشارکت سیاسی افراد صورت گرفته است. اما در ایران به ندرت می­توان پژوهشی را سراغ گرفت که به تأثیر این عامل در شکل مشارکت افراد در یک انتخابات خاص، به طور مثال انتخابات ریاست جمهوری اشاره کرده باشد. به خصوص که زمان این تحقیق نزدیکی زیادی با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری دارد و اما در مورد تأثیر پایگاه اجتماعی و اقتصادی به عنوان متغیرهای اساسی یک پژوهشی دو دسته کار تحقیقاتی خارجی و داخلی صورت گرفته است که دسترسی به همه آنها مقدور نمی­باشد و به ارائه چکیده­ای از آنها اکتفا می­گردد. «تحقیق ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران در رشته سیاست­گذاری عمومی 1382» پژوهشی است تحت عنوان بررسی پایگاه اجتماعی - اقتصادی دانشجویان در میزان مشارکت سیاسی آنها نگارنده با استفاده از روش پیمایشی به بررسی جامعه آماری خاص پرداخته است که دانشجویان دانشگاه تهران می­باشند. در این پژوهش تأثیر ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟پایگاه اجتماعی - اقتصادی دانشجویان در میزان مشارکت سیاسی پرداخته شده است تا هدف غایی تحقیق که به دنبال راه­کاری برای رسیدن به توسعه سیاسی است که خود مستلزم مشارکت سیاسی مطلوب است برسد.

نگارنده با طرح این پرسش که آیا پایگاه اجتماعی - اقتصادی افراد در میزان مشارکت سیاسی آنها تأثیر دارد به این فرضیه می­رسد که دانشجویان دارای پایگاه اقتصادی بالاتر با توجه به وضعیت شغل و درآمد مشارکت بیشتری در فعالیتهای سیاسی دارند. مشارکت دانشجویانی که شغل پدرشان آزاد است بیشتر از دانشجویانی است که شغل پدرشان دولتی است. این فرضیه در نهایت اثبات نشد.

مشارکت دانشجویانی که شغل مادرشان آزاد است نیز بیشتر از دانشجویانی است که شغل مادرشان دولتی است این فرضیه نیز رد شد و بالاخره مشارکت دانشجویانی که درآمد خانواده­شاه بالاست بیش از دانشجویانی است که درآمد خانواده­شان پایین است این فرضیه در نهایت تأیید شد.

«تحقیق جمال محمدی پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران رشته علوم اجتماعی 1380» پژوهشی است با عنوان بررس ارتباط بین پایگاه اجتماعی - سیاسی آنان این پژوهش با استفاده از روش پیمایشی و استناد به جامعه آماری خاص صورت گرفته است. که دانش آموزان دبیرستانی مریوان می­باشند پاره­ای از یافته­های این تحقیق عبارتند از:

- خانواده­هایی که دارای فضای آزادتری هستند میزان مشارکت سیاسی در آنها بیشتر از خانواده­هایی است که دارای فضای بسته هستند این فرضیه اثبات شد. هر چه درآمد خانواده کمتر بوده میزان مشارکت افراد آن بیشتر بوده. این امر به اعتقاد محقق ناشی از فضای خاص منطقه ؟؟؟؟؟؟؟؟محرومیت اجتماعی در مشارکت سیاسی بوده است. شاخصهای پایگاه اجتماعی - ؟؟؟؟؟؟؟؟ - و شاخصهای پایگاه اقتصادی - درآمد و اشتغال بوده است. «مقاله محمد تقی ایمانی 1376» این مقاله به بررسی رفتار انتخاباتی و مشارکت سیاسی مردم در هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری پرداخته است. این تحقیق پس از پرداختن به انتخابات مذکور و ویژگیهای آن او نتیجه می­گیرد که رفتار مردم در بینش اجتماعی شکل گرفته و کنشهای مردم تحت تأثیر عوامل جامعه شناختی و روان شناسی بوده است. او معتقد بررسی رفتار انتخاباتی بدون بررسی جامعه پذیری سیاسی، نهادهای اجتماعی و نقش دولت معتبر نخواهد بود.

تحقیق رابرت الفورو 1963، وی در اثرش به نام حزب سیاسی و جامع ؟؟؟؟؟؟؟رأی مخالف با طبقه رأی دهنده در چهار کشور مختلف را مقایسه نموده است که عبارتند از انگلستان، استرالیا، آمریکا و کانادا. و به این نتیجه می­رسد که رأی دادن در انگلستان و استرالیا بر اساس منافع طبقاتی پیش از آمریکا و کانادا می­باشد. و اضافه می­کند. هیچ کشوری اعضای یک قشر اجتماعی به اتفاق آرا به حزب خود رأی نمی­دهد. اما یافته­های وی وفاق عممی میان هم طبقات را هم نشان می­دهد.

«تحقیق تورمن نای و سیدنی وربا 1967» این تحقیق در مرکر پیمایشی دانشگاه کالیفرنیا انجام گرفت و به بررسی رابطه مشارکت سیاسی و اهمیت مذهب، درآمد خانوادگی و نگرش آنها نسبت به موضوعات سیاسی و اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت.

«تحقیق جانانات سیگل 1981» هدف این تحقیق بررسی عوامل سیاسی، اجتماعی و شخصیتی است که مشارکت سیاسی را تسهیل یا منع کرده و به طور کلی ؟؟؟؟؟؟؟؟آن را مورد بررسی قرار می­دهد.

این تحقیق در سه قسمت انجام شده است که عبارتند از:

1- دلایل عمومی مشارکت، شامل دلایل پاسخ دهندگان برای پیوستن و مشارکت در فعالیتهای داخلی شناخت موقعیت در برابر مسائل مهم وو بین گروهی فرد

2- پیش زمینه اجتماعی پاسخ دهندگان شامل آموزش، درآمد، شغل، قومیت سنی و جنسیت

3- دیدگاههای پاسخ دهندگان در قبال مسائل ملی و نهادهای سیاسی که هر کدام نمایانگر ویژگیهای سیاسی، اجتماعی و تشخیص افراد بوده در تحقیق مذکور نقش هر کدام در تسهیل یا منع مشارکت سیاسی ملحوظ گردیده است.

«تحقیق دال یونگ یو 1381» این نویسنده اهل کره جنوبی که در کتاب خود تحت عنوان فرهنگ سیاسی و توسعه سیاسی (مطالعه تطبیقی ایران و کره جنوبی) به بررسی رفتار مردم در ایران و کره جنوبی در رأی دادن در سه دهه گذشته پرداخته است. در این اثر رابطه الگوی رأی دادن با فرهنگ و سنت مورد مطالعه قرار گرفته است. و نشان می­دهد که روستائیان همواره در نظامهای ایران و کره جنوبی مشارکت بیشتری در انتخابات داشته و عمدتاً هم به حزب حاکم رأی می­دهند.

از دیگر یافته­های این پژوهش می­توان به رفتار رأی دهندگان شهری اشاره نمود که به واسطه آنچه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟پیامدهای شهرنشینی از جمله آگاهی سیاسی و سطوح بالاتر تحصیلات می­نامد. غالبا در پی ست یابی به دموکراسی به احزاب اپوزوسیون رأی می­دهند.

«تحقیق مایدون وایرن 1967» به منظور بررسی عوامل موثر در میزان مشارکت سیاسی در کشورهای در حال توسعه.

ماحصل مروری بر تحقیقات پیشین غالبا بیان تأثیر متغیرهایی چون تحصیلات، درآمد و شغل بر مشارکت سیاسی بود که این شاخصها خود نشانگر پایگاه اجتماعی و اقتصادی افراد می­باشند.

موضوع پژوهشc

تأثیر پایگاه سیاسی اجتماعی و اقتصادی در گزینش سیاسی و رأی­دهی آنها در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری

سئوال پژوهش

پایگاه اجتماعی و اقتصادی افراد چه تأثیری در نوع رأی دهی و گزینش سیاسی افراد دارد؟

فرضیه­های پژوهش

بین پایگاه اقتصادی و اجتماعی و رفتار سیاسی و انتخاباتی رابطه مستقیمی وجود دارد.

 

منابع پژوهش

1- آبراهامیان، یراواند، ایران بین دو انقلاب، ترجمه احمد گل محمدی، محمد ابراهیم فتاحی، نشر نی، تهران: چاپ دوازدهم 1385

2- ــــــــــــــــ، تاریخ ایران مدرن ترجمه احمد گل محمدی، محمد ابراهیم فتاحی، تهران: چاپ اول 1389

3- ــــــــــــــــ، مقالاتی درباره جامعه شناسی سیاسی ایران ترجمه سهیلا ترابی فارسانی، تهران: تیراژه، 1380

4 - آشوری، داریوش، دانشنامه سیاسی انتشارات مروارید 1373

5- ــــــــــــــــ، فرهنگ علوم انسانی نشر مرکز، تهران: 1384

6- آلموند، گابریل و دیگران، چارچوبی نظری برای بررسی سیاست تطبیقی، ترجمع علیرضا طیب، مرکز آموزش مدیریت دولتی، تهران: 1377

7- ؟؟؟؟؟؟دیوید و ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چارلز، اعتراض سیاسی و تغییر اجتماعی، ترجمه محمد رضا سعد آبادی، انتشارات پژوهشکده راهبردی، تهران: 1380

8- ازغندی، علیرضا، درآمدی بر جامعه شناسی سیاسی ایران، تهران: 1385

9- اینکهارف، رونالد، تحول فرهنگی در جامعه پیشرفته صنعتی، ترجمه مریم ؟؟؟؟؟؟؟؟انتشارات کویر 1369

10- باتامور تام، طبقات اجتماعی در جوامع جدید، ترجمه اکبر مجدالدین، دانشگاه شهید بهشتی 1367

11- بحرانی، محمد حسین، طبقه متوسط و تحولات سیاسی در ایران معاصر موسسه انتشارات آگاه 1388

12- بدیع برتران، توسعه سیاسی، ترجمه احمد نقیب زاده، نشر قومس، تهران

13- بشیریه، حسین، جامعه شناسی سیاسی، نشر نی، تهران: 1384

14- ـــــــــــــ، دیباچه­ای بر جامعه شناسی ایران در دوره جمهوری اسلامی، نشر نگاه معاصر، تهران: 1381

15- ـــــــــــــ، عقل در سیاست، نگاه معاصر، تهران: 1384

16- ـــــــــــــ، گذار به دموکراسی، نگاه معاصر، تهران: 1384

17- ـــــــــــــ، گذار به مردم سالاری، نگاه معاصر، تهران، 1385

18- پیرو، آلن، فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه باقی ساروخانی، انتشارات کیهان، 1375

19- ؟؟؟؟؟؟؟ملوین، جامعه شناسی قشر بندی و نابرابری اجتماعی، ترجمه عبدالحسین نیک گهر، نشر توتیا، تهران: 1383

20- جلایی پور، حمید رضا، انقلاب اسلامی، جامعه و دولت، (مجموعه مقالات) انتشارات کویر، تهران: 1387

21- ــــــــــــــــــــــ، دولت پنهان طرح نو، تهران: 1379

22- پیروند، عبدالله، توسعه اقتصادی، (مجموعه مقالات) نشر موسوی، تهران: 1368

23- حبیب زاده، افشین، مشارکت سیاسی طبقه کارگر در ایران، انتشارات کویر، تهران: 1387

24- دارابی، علی، رفتار انتخاباتی در ایران، سروش، تهران: 1384

25- راش، مایکل، جامعه و سیاست، ترجمه منوچهر صبوری، انتشارات سمت، تهران 1385

26- ربیعی، علی، جامعه شناسی تحولات ارزشی، انتخابات فرهنگ و اندیشه، تهران: 1380

27- رفیع پور، فرامرز، تکنیکهای خاص تحقیق در علوم اجتماعی، شرکت سهامی انتشار، تهران: 1385

28- ــــــــــــــــ، کند و کاوها و پنداشتها، شرکت سهامی انتشار، تهران 1386

29- ساروخانی، باقر، درآمدی بر دایره المعارف علوم اجتماعی، انتشارات کیهان، تهران: 1381

30- ـــــــــــــــ، روشهای تحقیق در علوم اجتماعی جلد 1 و 2 پژوهشکده علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران: 1371

31- ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟تغییرات اجتماعی و توسعه، ترجمه محمود ؟؟؟؟؟؟؟مظاهری، انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی، تهران: 1378

32- یونگ، یو، وال، فرهنگ سیاسی و توسعه سیاسی، (مطالعات تطبیقی ایران و کره جنوبی) انتشارات خانه سبز، تهران: 1381

33- شادلو، عباس، احزاب و جناحهای سیاسی ایران امروز، نشر وزرا، تهران: 1385

34- غفاری، غلامرضا و نیازی، محسن، جامعه شناسی مشارکت، نشر نزدیک، تهران: 1386

35- قادر، حاتم، موانع مشارکت سیاسی در ایران، (مجموعه مقالات به کوش علی اکبر عالیخانی) نشر سفیر، تهران: 1377

36- قانون اساسی، چ 11 1388

37- کاترین، مارشال و ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟روش تحقیق کیفی، ترجمه علی پارسائیان، سید محمد اعرابی، دفتر پژوهشهای فرهنگی تهران 1377.

38- ـــــــــــــ،  کدیور، محمد علی و دیگران، گذار به دموکراسی (مجموعه مقالات) ترجمه محمد علی کدیور، تهران نشر گام نو 1386.

39- کریمی، یوسف، روان شناسی شخصیت، انتشارات دانشگاه پیام نور، تهران: 1370

40- ؟؟؟؟؟؟؟؟زاده، عبدالعلی، نابرابری و قشربندی اجتماعی، انتشارات دانشگاه شیراز 1377

41- مارتین، ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟،ترجمه طبقه اجتماعی، ترجمه جواد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟کهن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟1381

42- مارش، دیوید، ؟؟؟؟؟؟؟؟؟روش و نظریه در علوم سیاسی ترجمه امیر محمد حاجی یوسفی، نشر پژوهشکده مطالعات راهبردی، تهران 1384

43- ویر، مارکس، اقتصاد و جامعه، ترجمه عباس منوچهری و دیگران، نشر سمت، تهران: 1384

44- مانتینگتون، ساموئل، سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی، ترجمه محسن تلاش، نشر علم، تهران 1385

45- ـــــــــــــــ، موج سوم دموکراسی در پایان سده بیستم، ترجمه احمد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نشر روزنه، تهران: 1381

 

مقالات

46- آلموند و پاول، جامعه پذیری سیاسی و فرهنگ سیاسی، ترجمه علیرضا طیب، اطلاعات سیاسی - اقتصادی، شماره 114- 113، 1375

47- ابراهیمی، امیر، تأثیر قومیت بر مشارکت سیاسی (پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران) 1381

48- اشرف، احمد، مفهوم طبقه در ایران، سایت عصر نو، آذر 1387

49- افشاری، علی، روزنامه انتخاب 1378

50- امیر احمدی، هوشنگ، درآمدی بر جامعه مدنی در ایران امروز، مجله گفتگو، شماره 27، تهران 1375

51- ایمان، محمد تقی، رفتار انتخاباتی و مشارکت سیاسی مردم در هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، اطلاعات سیاسی - اقتصادی، سال دوازدهم، شماره 124- 123، آذر و دی 1376

52- بستانی، حسن، بررسی تأثیر پایگاه اقتصادی - اجتماعی بر مشارکت سیاسی دانشجویان، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران، 1382

53- بشیریه، حسین، درس گفتار تئوریهای انقلاب، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، آبان 1379

 

پیشینه پژوهش

هر چند تحقیقات فراوانی در زمینه نقش پایگاه اجتماعی - اقتصادی افرادی در نحوه مشارکت سیاسی افراد صورت گرفته است. اما در ایران به ندرت می­توان پژوهشی را سراغ گرفت که به تأثیر این عامل در شکل مشارکت افراد در یک انتخابات خاص، به طور مثال انتخابات ریاست جمهوری اشاره کرده باشد. به خصوص که زمان این تحقیق نزدیکی زیادی با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری دارد و اما در مورد تأثیر پایگاه اجتماعی و اقتصادی به عنوان متغیرهای اساسی یک پژوهشی دو دسته کار تحقیقاتی خارجی و داخلی صورت گرفته است که دسترسی به همه آنها مقدور نمی­باشد و به ارائه چکیده­ای از آنها اکتفا می­گردد. «تحقیق ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران در رشته سیاست­گذاری عمومی 1382» پژوهشی است تحت عنوان بررسی پایگاه اجتماعی - اقتصادی دانشجویان در میزان مشارکت سیاسی آنها نگارنده با استفاده از روش پیمایشی به بررسی جامعه آماری خاص پرداخته است که دانشجویان دانشگاه تهران می­باشند. در این پژوهش تأثیر ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟پایگاه اجتماعی - اقتصادی دانشجویان در میزان مشارکت سیاسی پرداخته شده است تا هدف غایی تحقیق که به دنبال راه­کاری برای رسیدن به توسعه سیاسی است که خود مستلزم مشارکت سیاسی مطلوب است برسد.

نگارنده با طرح این پرسش که آیا پایگاه اجتماعی - اقتصادی افراد در میزان مشارکت سیاسی آنها تأثیر دارد به این فرضیه می­رسد که دانشجویان دارای پایگاه اقتصادی بالاتر با توجه به وضعیت شغل و درآمد مشارکت بیشتری در فعالیتهای سیاسی دارند. مشارکت دانشجویانی که شغل پدرشان آزاد است بیشتر از دانشجویانی است که شغل پدرشان دولتی است. این فرضیه در نهایت اثبات نشد.

مشارکت دانشجویانی که شغل مادرشان آزاد است نیز بیشتر از دانشجویانی است که شغل مادرشان دولتی است این فرضیه نیز رد شد و بالاخره مشارکت دانشجویانی که درآمد خانواده­شاه بالاست بیش از دانشجویانی است که درآمد خانواده­شان پایین است این فرضیه در نهایت تأیید شد.

«تحقیق جمال محمدی پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران رشته علوم اجتماعی 1380» پژوهشی است با عنوان بررس ارتباط بین پایگاه اجتماعی - سیاسی آنان این پژوهش با استفاده از روش پیمایشی و استناد به جامعه آماری خاص صورت گرفته است. که دانش آموزان دبیرستانی مریوان می­باشند پاره­ای از یافته­های این تحقیق عبارتند از:

- خانواده­هایی که دارای فضای آزادتری هستند میزان مشارکت سیاسی در آنها بیشتر از خانواده­هایی است که دارای فضای بسته هستند این فرضیه اثبات شد. هر چه درآمد خانواده کمتر بوده میزان مشارکت افراد آن بیشتر بوده. این امر به اعتقاد محقق ناشی از فضای خاص منطقه ؟؟؟؟؟؟؟؟محرومیت اجتماعی در مشارکت سیاسی بوده است. شاخصهای پایگاه اجتماعی - ؟؟؟؟؟؟؟؟ - و شاخصهای پایگاه اقتصادی - درآمد و اشتغال بوده است. «مقاله محمد تقی ایمانی 1376» این مقاله به بررسی رفتار انتخاباتی و مشارکت سیاسی مردم در هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری پرداخته است. این تحقیق پس از پرداختن به انتخابات مذکور و ویژگیهای آن او نتیجه می­گیرد که رفتار مردم در بینش اجتماعی شکل گرفته و کنشهای مردم تحت تأثیر عوامل جامعه شناختی و روان شناسی بوده است. او معتقد بررسی رفتار انتخاباتی بدون بررسی جامعه پذیری سیاسی، نهادهای اجتماعی و نقش دولت معتبر نخواهد بود.

تحقیق رابرت الفورو 1963، وی در اثرش به نام حزب سیاسی و جامع ؟؟؟؟؟؟؟رأی مخالف با طبقه رأی دهنده در چهار کشور مختلف را مقایسه نموده است که عبارتند از انگلستان، استرالیا، آمریکا و کانادا. و به این نتیجه می­رسد که رأی دادن در انگلستان و استرالیا بر اساس منافع طبقاتی پیش از آمریکا و کانادا می­باشد. و اضافه می­کند. هیچ کشوری اعضای یک قشر اجتماعی به اتفاق آرا به حزب خود رأی نمی­دهد. اما یافته­های وی وفاق عممی میان هم طبقات را هم نشان می­دهد.

«تحقیق تورمن نای و سیدنی وربا 1967» این تحقیق در مرکر پیمایشی دانشگاه کالیفرنیا انجام گرفت و به بررسی رابطه مشارکت سیاسی و اهمیت مذهب، درآمد خانوادگی و نگرش آنها نسبت به موضوعات سیاسی و اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت.

«تحقیق جانانات سیگل 1981» هدف این تحقیق بررسی عوامل سیاسی، اجتماعی و شخصیتی است که مشارکت سیاسی را تسهیل یا منع کرده و به طور کلی ؟؟؟؟؟؟؟؟آن را مورد بررسی قرار می­دهد.

این تحقیق در سه قسمت انجام شده است که عبارتند از:

1- دلایل عمومی مشارکت، شامل دلایل پاسخ دهندگان برای پیوستن و مشارکت در فعالیتهای داخلی شناخت موقعیت در برابر مسائل مهم وو بین گروهی فرد

2- پیش زمینه اجتماعی پاسخ دهندگان شامل آموزش، درآمد، شغل، قومیت سنی و جنسیت

3- دیدگاههای پاسخ دهندگان در قبال مسائل ملی و نهادهای سیاسی که هر کدام نمایانگر ویژگیهای سیاسی، اجتماعی و تشخیص افراد بوده در تحقیق مذکور نقش هر کدام در تسهیل یا منع مشارکت سیاسی ملحوظ گردیده است.

«تحقیق دال یونگ یو 1381» این نویسنده اهل کره جنوبی که در کتاب خود تحت عنوان فرهنگ سیاسی و توسعه سیاسی (مطالعه تطبیقی ایران و کره جنوبی) به بررسی رفتار مردم در ایران و کره جنوبی در رأی دادن در سه دهه گذشته پرداخته است. در این اثر رابطه الگوی رأی دادن با فرهنگ و سنت مورد مطالعه قرار گرفته است. و نشان می­دهد که روستائیان همواره در نظامهای ایران و کره جنوبی مشارکت بیشتری در انتخابات داشته و عمدتاً هم به حزب حاکم رأی می­دهند.

از دیگر یافته­های این پژوهش می­توان به رفتار رأی دهندگان شهری اشاره نمود که به واسطه آنچه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟پیامدهای شهرنشینی از جمله آگاهی سیاسی و سطوح بالاتر تحصیلات می­نامد. غالبا در پی ست یابی به دموکراسی به احزاب اپوزوسیون رأی می­دهند.

«تحقیق مایدون وایرن 1967» به منظور بررسی عوامل موثر در میزان مشارکت سیاسی در کشورهای در حال توسعه.

ماحصل مروری بر تحقیقات پیشین غالبا بیان تأثیر متغیرهایی چون تحصیلات، درآمد و شغل بر مشارکت سیاسی بود که این شاخصها خود نشانگر پایگاه اجتماعی و اقتصادی افراد می­باشند. ر

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آذر 1389ساعت 11:52  توسط احمد عبادی نسب  | 

ادبیات موضوع

واکاوی آثار وادبیات پیرامون ناتو ازتنوع ویژه ای برخورداراست،این امرازآنروست که این نهاد علاوه بربعد امنیتی واجد سیرتحول وتطورخاصی بوده است.فراز وفرودهای اساسنامه ای این سازمان دردوران جنگ سرد وپس ازآن ونیزراهبردهای نوین آن درنظم جدید دراین تنوع موثربوده است.با این حال باتوجه به کثرت ادبیات پژوهش مهمترین آثاری که پیرامون موضوع این نوشتار مورد توجه قرارمیگیرد عبارتند از:

دارمی درکتاب ناتودرقرن بیستم به چگونگی شکل گیری ناتوودرنهایت گسترش ناتوبه فراآتلانتیک می پردازد.وی ادامه می دهد که دراثراین راهبرد ناتو ازیک سازمان منطقه ای که هدفش ایجاد کمربندی درمقابل ورود کمونیسم شوروی دراروپای غربی بود فراتر رفته ومنافع خودرادرایجاد نظم نوین جهانی دنبال می کند.دراین راستا ناتوبعدازعضوگیری ازکشورهای اروپای شرقی که درنتیجه ی فروپاشی ورشو میل به حضوردرناتوداشتند،بعدازحادثه ی تروریستی11سپتامبرمتوجه ی خاورمیانه با هدف مقابله باتروریسم وجلوگیری ازگسترش سلاحهای کشتارجمعی ودفاع ازحقوق بشر میشود.

دراین اثرگرچه نویسنده به مباحث پیرامون ناتوپرداخته وموقعیت آن را نسبت به ایران مورد اشاره قرارمی دهد ولی درچگونگی اثرگذاری گسترش دامنه ی ناتوبرامنیت ملی ج.ا.ایران چندان مشخص نیست.

کتاب اروپاویژه ناتو اثردیگری است که تا حدودی گسترش ناتوبه شرق را مورد بررسی قرارداده است اما اهتمام این اثرعمدتا پیرامون چگونگی ایجاد یک مشروعیت ومقبولیت برای این سازمان بعدازفروپاشی اتحادجماهیرشوروی وپایان جنگ سرد می باشد.فلاحی نویسنده ی این کتاب معتقد است که گسترش ناتو به شرق زمینه هایی را برای بازیگران منطقه ای وفرامنطقه ای فراهم می آورد تا سازوکارهای نقش آفرینی خودرا در زیرمحیطهای امنیتی مجاور ومنطقه ای ایران فعال نمایند واین راهکارها زمینه هایی را برای تهدید امنیتی ایران پدید خواهد آورد.لیکن خلائی که در این اثروجوددارد این است که حوزه ی خلیج فارس را که یکی ازمناطق استراتژیک وامنیتی میباشد ویکی ازاهداف تلاش ناتوازگسترش به شرق دسترسی به فضای امنیتی منطقه می باشد رامورد بررسی عمیق قرار نمی دهد.

مصطفی دولتیاردرمقاله ای باعنوان«مدیریت امنیت پایداردرمنطقه خلیج فارس،مشارکت ناتو:سازنده یامخرب؟» صرفابه چرایی حضورناتودرمنطقه ونیازکشورهای حوزه خلیج فارس به ایجادفضای امنیتی درمنطقه باتوجه به بحران های ناشی ازگسترش سلاح های کشتارجمعی،تروریسم،امنیت دریایی وامنیت انرژی پرداخته است وبه پیامدهای امنیتی ناشی ازحضورناتودرمنطقه برای این کشورهابه خصوص امنیت ملی ج.ا.ایران نپرداخته است.

دیلمی معزی درمقاله ای تحت عنوان «ناتووتغییرراهبردامنیتی آمریکادرخلیج فارس» به نقش برتری جویانه ی آمریکادرناتوتوجه داردودرهمین راستاورودناتوبه خلیج فارس رایکی ازارکان اصلی سیاست خارجی آمریکامعرفی کرده که هدف اصلی آن مشروعیت بخشی به زیاده خواهی های آمریکادرمناطق مختلف بخصوص خلیج فارس است.

نویسنده دراین مقاله حضورناتودرخلیج فارس راناشی ازمنافع آمریکادرمنطقه دانسته وعلت آنرااینگونه می داندکه ازآنجاکه آمریکاپس ازحمله شوروی به افغانستان ونزدیک ترشدن شوروی به این منطقه برای بسط دامنه منافع خودبخصوص درزمینه انرژی درمنطقه احساس خطرمی کند.خلا موجوددراین مقاله نیزهمانند آثاردیگراینست که به اثرات وپیامدهای گسترش ناتودرمنطقه برمنافع ج. اسلامی ایران تهدیدفضای امنیتی ایران توجه نمی کند.به عبارت دیگرپرداختن به چرایی حضورناتودرخلیج فارس همواره مدنظرقرارمی گیرداما هیچ گاه به پیامدهای امنیتی این حضوربرکشورهای منطقه بویژه امنیت ملی ج.ا.ایران توجهی نمی گردد.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آذر 1389ساعت 21:30  توسط ابوذر بهزادی  | 

فهرست

موضوع تحقيق : 2

سوال تحقيق : 2

سوالات فرعي : 2

فرضيه. 2

پيشينه پژوهش : 3

كتابنامه : 12

 

 

موضوع تحقيق :

بررسي نقش ايدئولوژي گرايي در سياست خارجي

احمدي  نژاد دربرابر غرب .

 

سوال تحقيق :

سوال اصلي : چگونه  ايدئولوژي گرايي دولت احمدي نژاد نقشي درروابط ايران با غرب داشته است ؟

سوالات فرعي :

ايدئولوژي گرايي به چه معناست ؟

ايادولت احمدي نژاد ايدئولوژي گراست؟

چگونه ايدئولوژي گرايي درسياست خارجي دتاثير دارد؟

فرضيه:

"ايدئولوژي گرايي دولت احمدي نژاد موجب ايجاد سياست تهاجمي در برابر غرب شده است"

 

 

 

 

پيشينه پژوهش :

درمورد كارهاي تحقيقاتي كه درمورد موضوع تحقيق من كار شده باتوجه به جست وجو هاي كه در كتب ومقالات علمي داشته ام كاري كه به صورت مستقيم در اين مورد انجام شده باشد نيافتم . برخي از منابع كه مي توان به لحاظ موضوعي مربوط به اين بحث من مي شود را به عنوان پيشينه پژوهش و كمك كننده  در پيشبرد بهتر اين كار تحقيقاتي انتخاب كرده ام كه چكيده وخلاصه انان را ارائه مي دهم . هدف من در خلاصه كردن اين منابع نشان دادن آن قسمت هايي است كه به موضوع تحقيق من مربوط مي شود .

ابتدا به كتاب سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران دردولت احمدي نژاد نوشته پرفسور حميد مولانا ودكتر منوچهر محمدي اشاره مي كنم كه ارتباط ونزديكي زيادي باتحقيق من دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آبان 1389ساعت 18:49  توسط محمود شکوهمند  | 

       جنگ تحمیلی و برتری ایدئولوژیک ایران


فرضیه :        نقش ایدئولوژی دینی و تاثیر آن باعث  پیروزی ایران در طول جنگ تحمیلی شد و نتایج به وجود آمده ، عکس العمل دول قدرتمند در عرصه بین المللی را در پی داشت


سوال :        چگونه رزمندگان ایرانی تحت تاثیر ایدئولوژی دینی و مکتب اسلام توانستند با امکاناتی کمتر از امکانات دشمن، بر آنان پیروز شوند .

         با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران در 31 شهریور 1359 سیل نیروهای مردمی در شرائط متفاوت بصورت جمعی ، فردی و بعضا سازماندهی ابتدایی بسوی جبهه های نبرد و شهرهای اشغال شده در جنوب و غرب و شمال غرب کشور گسیل داده شد و علی رغم سپاه تا به دندان مسلح ارتش عراق که تحلیل گران نظامی و متخصصان در این موضوع اذعان دارند بیش از 70 کشور بصورت مستقیم و غیر مستقیم در راستای کمک رسانی به رژیم بعث عراق فعال بودند ولی در ادامه جنگ علی رغم پیروزی های موقت عراق در ادامه ما شاهد عملیات ها و حرکت های تهاجمی موفق در عرصه نبرد به نفع نیروهای ایرانی هستیم و در کنار پیدا نمودن خود ، مسئله مهم تر نقش ایدئولوژی و یا همان باورهای عمیق مذهبی و ایمان و اعتقاد به رهبری امام خمینی را شاهد و این پیروزی ها که با یک رصد ساده نسبت به صحنه نبرد هیچ نتیجه گیری به دست نخواهد آمد الا همان نقش ایدئولوژی و در لفظ عام شهادت طلبی را معنا می نماییم . کتابنامه آزاد ، مهرداد ، زندانی فاو ، موسسه چاپ سوره ، 1383 ازغندی ، علیرضا و روشندل ، جلیل ، مسائل نظامی و استراتژیک معاصر ، تهران سمت ، 1374 روشندل ، جلیل ، امنیت ملی و نظام بین الملل ، تهران سمت ، 1374 اسماعیلی ، رضا ، نی نامه ، کنگره بزرگداش سرداران شهید و 36000 شهید استان تهران ، 1376 افراشی ، معصومه ، کفارها ، پالیزان افشین پور ، عبدالامیر ، شن های سرخ تکریت ، دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه ، 1387 امیریان ، داوود ، آقای شهردار ، موسسه چاپ سوره ، 1380 امیریان ، حسین و پیری ، مجید ، پل های خیبر ، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی امیریان ، داوود ، رفاق به سبک تانک ، سوره مهر ، 1381 نبارداران ، امیر حسین ، پلاک و بازو بند ، موسسه کیهان ، 1378 انجوی نژاد ، سید محمد ، حماسه یاسین ، چاپخانه سوره ، 1382 آوینی ، سید مرتضی ، گنجینه آسمانی ، نشر ساقی ، 1381 بابایی ، گلعلی ، نقطه رهایی ، انتشارات سوره مهر ، 1388 بایرامی ، محمد رضا ، عقاب های تپه 60 ، دفر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری ، 1387 بایرامی ، محمد رضا ، هفت روز آخر ، دفر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری ، 1387 براتی پور ، عباس ، مجموعه شعر دفاع مقدس ، سوره مهر ، 1388 برادران ، مریم ، اینک شوکران 1 ، روایت فتح ، 1382 برادران ، مریم ، دوره درهای بسته 2 ، روایت فتح ، 1382 بکتاش ، غلامرضا ، شعر کودک ، پالیزان بنیاد شهید انقلاب اسلامی ، امام در کلام شهیدان ، شاهد ، 1379 بنی لوحی ، سید علی ، خورشید شلمچه ، موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر ، 1382 بهبودی ، هدایت الله ، سفر به حلبچه ، دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری ، 1388 بهبودی ، هدایت الله ، پا به پای باران ، دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری ، 1387 جعفری مقدم ،عباس ، مجموعه داستان ویزای بهشت ، ناشر صریر  جمی ،(حجت الاسلام امام جمعه ابادان) ، یاداشتهای روزانه جنگ ، دفتر ادبیات هنر مقاومت حوزه هنری ، 1387 چمران ، مصطفی ، خدا بود و دیگر هیچ نبود ، به کوشش مهدی چمران ، چاپ سوم 1381 چمران ، مصطفی ، جهاد و شهادت ، ناشر دفتر انتشارات جامعه اسلامی مدرسین حوزه علمیه قم ، 1361 حبیبی ، حامد ، گروگان گیری و آغاز جنگ ایران و عراق ، نشر معارف ،1382 حسام ، حمید ، دلیل ، ناشر بنیاد حفظ اثار و نشر دفاع مقدس حسن بیگی ، ابراهیم ، آژیر قرمز ، ناشر پیام آزادی ، 1376 حسینی ، سید حمید ، مفهوم پردازی آسیب شناسی ترویج فرهنگ ایثار و شهادت ، 1386 خواستار ، احمد ، نبرد الیچ ، ناشر بنیاد حفظ اثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس خیبری ، بتول ، گلچین خدا ، ناشر بنیاد حفظ اثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس سرهنگی ، مرتضی ، خانه کوچک زندگی بزرگ ، دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری ، 1387 درودیان ، محمد ، جنگ بازیابی ثبات ، تهران انتشارات مرکز مطالعات جنگ ، 1378 درودیان ، محمد ، خرمشهر تا فاو ، تهران ، 1378 درودیان ، محمد ، پایان جنگ ، تهران نشر مرکز ، 1378 درودیان ، محمد ، آغاز تا پایان ، نشر شوق درودیان ، محمد ، آغاز تا پایان ، چاپ و صحافی مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ، 1380 درودیان ، محمد ، شلمچه تا حلبچه ، چاپ و صحافی مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ، 1379 درودیان ، محمد ، خونین شهر تا خرمشهر ، چاپ و صحافی مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ، 1379 درودیان ، محمد ، فاو تا شلمچه ، چاپ و صحافی مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ، 1379 درودیان ، محمد ، خرمشهر تا فاو ، چاپ و صحافی مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ، 1379 درودیان ، محمد ، پایان جنگ ، چاپ و صحافی مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ، 1380 درویشی ، فرهاد ، ریشه های تهاجم ، چاپخانه پژمان ، 1380 دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری ، خاطرات اسرای عراقی از خرمشهر ، انتشارات سوره ده نمکی ، مسعود ، فیلم نگار اسارت ، ناشر موسسه شهید آوینی ، 1384 دهقان ، احمد ، تک آخر ، چاپ ستاره سبز ، 1384 رجب زاده ، کریم ، صف عاشقان تمامی ندارد ، ناشر بنیاد مخدومی ، رحیم ، جنگ پابرهنه ، تولید دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوره هنری ،1386 رنگرزیان ، محمد هادی ، ما کربلایی هستیم ، ناشر شاهد ،1381 زارعی ، سید رحیم ، در حسرت خوبان ، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس زریان ، رحیم ، شاخه آفتاب ، ناشر هنر رساه اردیبهشت ساسانی ، فرهاد ، خاطره و گفتمان ، جنگ ، دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری  سهرابی نژاد ، محمد رضا ، بر شانه های رود ، ناشر خورشید باران شریعتی ، سید رسول ، عینک پدر ، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس شفیعی ، سید علی ، دستهایم درخت میزایند ، ناشر هنر رسانه ای بهشت شکوهی ، شفیع ،ترکشهایم گرایم را گرفتند ، دفتر ادبیا ت و هنر مقاوم حوزه هنری صمدی ، علی ، ناجی کردستان ، ناشر موسسه شهید اوینی ، 1384 صمدی ، علی ، ستاد عبدالحسین ، ناشر موسسه شهید اوینی ، 1384 صمدی ، علی ، سردار خندان ، ناشر موسسه شهید اوینی ، 1384 صمدی ، علی ،علمدار آسمان ، ناشر موسسه شهید اوینی ، 1384 صمدی ، علی ، پیمان عشق ، ناشر موسسه شهید اوینی ، 1384 صمدی ، علی ، یل سیستان ، ناشر موسسه شهید اوینی ، 1384 صمدی ، علی ، کاک ناصر ، ناشر موسسه شهید اوینی ، 1384 صمدی ، علی ، پیمان عشق ، ناشر موسسه شهید اوینی ، 1384 طاهر خانی ، ابوالفضل ، ناشر موسسه شهید اوینی ، 1382 عارفی ، محمد رضا ، گردان نیلوفر ، ناشر لشکر 41 ثارالله ،1376 عاکف ، سعید ، مسافران ملک تپاعظم ، ناشر جنات فکه ، 1384 عاکف ، سعید ،  نسیم تقدیر ،  ناشر موسسه شهید اوینی ،1384 عرفانیان ، مریم ، آخرین پرواز ، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس علامه زاده ، آذر ، دریا خانم ،دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری فتاحی ، مهناز ، طعم تلخ خرما ، ناشر پالیزان فردوسی ، محمد رضا ، روی نقطه پراکندگی ، انتشارات سوره مهر فیروزی ، اسماعیل ، عقیق های فصل یادگاری ، انتشارات سوره مهر قدمی ، جبار ، سفر سرخ ، ناشر خورشید باران قنادان ، غلامعباس ، آتش در باران ، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی ، 1374 کاظمی ، اصغر ،  خرمشهر در اسناد ارتش عراق، ناشر دفر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری کمری ، علیرضا ، بازیابی یک واقعه ، دفتر ادبیات و هنر حوزه هنری کریمی ، زهرا ، نقش سرمایه اجتماعی در گرایش به ایثار ، انتشارات سوره کریمی ، زهرا ،  نقش سرمایه اجتماعی در گرایش به ایثار ، ناشر ، مجموعه مقالات همایش آسیب شناسی ترویج فرهنگ و ایثار و شهادت بابلسر ، 1386 کنگره بزرگداشت سرداران سیستان و بلوچستان ، از هیرمند تا اروند ، ناشر کنگره بزرگداشت سرداران و 14000 شهید سیستان و بلوچستان ، 1377 مازنی ، احمد ، پيشنهاد طرح ترويج فرهنگ ايثار و شهادت ، نشريه جمهوري اسلامي ، 1382 مروج ، علی ، آسمان بابایی به روایت همسر شهید ، روایت فتح ، 1382 مركز فرهنگي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ، پل ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، 1366 مطلق ، محسن ، جاده های خلوت جنگ ، دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری محمدی پور ، فرامرز ، پیشانی بهار ، ناشر رستگار گیلان منصوری ، هوشنگ ، بی تاب مثل موج ، حوزه هنری چهار محال بختیاری مهاجر ، محمد باقر ، اسارت و آزادگان به روایت تصویر ، ناشر شهید آوینی ، 1385 مهر اندیش ، محمد رضا ، زندگی در ارتفاعات ، ناشر موسسسه شهید آوینی ، 1384 میربازل ، سید علی ، خانه ای با خشت های باران ، ناشر فصل پنجم ناطق ، ساسان ، به سختی فولاد به نرمی لبخند ، انتشارات سوره ناطق ، ساسان ، وقتی جنگ تمام شود ، انتشارات سوره ناطق ، ساسان ، آوازهای نخوانده ، دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری ناطق ، ساسان ، پش خاکریز یک نفر زنده است ، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس نظر نژاد ، محمد حسن ، بابانظر ، دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری نوری زاد ، محمد ، پنجشنبه ، نشر قرن ، 1369 نیرومندان ، فاطمه ، کسی مثل خودش ، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس نیسنی ، عبدالکریم ، پوتین ، ناشر شروع ولایتی ، علی اکبر ، تاریخ سیاسی جنگ ، تهران نشر فرهنگ اسلامی ، 1376 یاحسینی ، سید قاسم ، ظهور و سقوط خاندان تنگستانی ، دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری یا حسینی ، سید قاسم ، پنهان زیر باران ، دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری حسینی ، سید قاسم ، سهام خیام دختری از هویزه ، انتشارات سوره یزدان پناه ، زهره ، قواره ای برای دو نفر ، ناشر صریر


پیشینه تحقیق


يكي از بركات جنگ نابرابر دشمنان عليه اين مرز وبوم ومردم شريف ايران ، شكوفايي ورشد استعدادهاي معنوي واخلاقي جامعه به ويژه نسل جوان آن دوران بود . دستاورد اين تلاش بزرگ ، نمايان شدن جلوه هايي از فرهنگ ايثار وشهادت كه مي تواند ضامن عزت ، اقتدار، معنويت واخلاق جامعه باشد، اين فرهنگ يكي از راههايي است كه سلامت ومعنويت جامعه به ويژه نسل جوان را تضمين خواهد كرد . اگر چه فرهنگ جهاد وشهادت درذات دين اسلام وبه ويژه تشيع علوي وجود دارد، ولي براي نهادينه كردن اين فرهنگ غني وعزت بخش بايد تلاش نمود تا آن را به صورت فرهنگ عمومي درجامعه درآورد وبراي انجام اين امر مهم بايستي به نحوي اقدام نمود كه آثار وپيامدهاي مثبت آن براي نسل جوان وحاضر ك بستر انتقال اين فرهنگ به نسل هاي بعدي است ، پذيرفته شود. نسل گذشته ونسل جديد از آنجا كه جوانان بيش از ساير گروه هاي اجتماعي از نفوذهاي فرهنگي داخلي وخارجي متأثر مي شوند. دراين مقاله اين افراد ازبعد پذيرش يكي از اصيل ترين ارزش هاي كشور اسلامي يعني فرهنگ ايثار وشهادت مورد مطالعه قرار مي گيرند . نسل عبارت است ازگروهي از افراد كه تقريباً همزمان متولد شده اندو متقارن با يك رويداد تاريخي بوده اند، چنان كه تحت عنوان « نسل آن رويداد » خوانده مي شود . درايران به نسلي كه انقلاب وجنگ را درك كرده ، نسل اول وبه آنان كه تنها از جنگ به بعد رادرك كرده اند، نسل دوم گويند . اين كه هرنسل با نسل قبلي تفاوت هايي دارد ، امري طبيعي است وجهت تكامل انسان امري مطلوب بوده وچندان چالش برانگيز نخواهد بود. امّا برخي به گسسست بين نسل اول ودوم وبرخي به عدم انقطاع بين آنها قايل مي باشند وعواملي كه موجب گسست شده اند ، دردوبخش قابل مطالعه اند : الف)عوامل مرتبط با نسل گذشته : اگرنسل گذشته خواستار انطباق كامل وانكار تفاوت نسلي باشدوبه جاي دفاع عقلاني از ارزش هاي خود ،به دفاع تحكمي ازآنها بپردازد ، درزبان ملفوظ وزبان معقول با نسل بعد ناهمزبان شده است ودرمقابل لغزش ها وخطاهاي نسل جديد تحمل يا سعه صدر ندارد. ب)عوامل مرتبط با نسل جديد: ازويژگيهاي نوجواني است كه هنوز هويت مشخصي ندارد وهنوز نا پخته عمل مي كند (داشتن تفكر همه يا هيچ و.....) همچنان كه گذشت ،برخي به انقطاع بين نسل ها قايل شده اندو اظهار مي دارند درجامعه اي كه تثبيت وتغيير درآن سوي از عاملان ، يك سويه ومطلق انگاشته مي شود، استيصال رفتاري درآن همواره دور معيوب مي آفريند ، گسستگي وفقدان هويت مشترك درآن هنجار مي شود ودونسل ازهم بيگانه مي شوند وبه اقتضاي تغييرات شتابنده جهاني، سيراين گسستگي ها تصاعدي خواهد بود. آنان براي اثبات مدعاي خود، ملاك هاي انقطاع نسل ها را عرضه كرده اند : 1-ذهنيت وفضاي فكري ودرك كلي دونسل ازجامعه وجهان با يكديگر ناهمخوان مي باشد . 2-مفاهيم يك جامعه شبكه اي ساختمند هستند ويكي از ملاك هاي گسست نسل ها ، تغيير اين شبكه ساختمند نسل اول اند كه نه تنها توسط نسل هاي جديد به كارگرفته نمي شود ، بلكه گاهي مفاهيمي متناقض ومتضادبه جاي آنها نشسته است . 3-منابع اقتدارنسل اول چه كساني بودند واينك چه كساني اند « الگويابي يا الگوگيري ازالگوها » 4-نحوه آرايش وپيرايش وپوشش ووضع خانه وماشين دونسل بايكديگر متفاوت است . امّا فرهنگ ايثار وشهادت مانع چنين انقطاعي مي شود ، زيرا « الانسان عبيد الاحسان » ومگر مي شود يكي ازصدها درس بزرگ ايثارگونه عاشورا را كسي بشنود وصرف نظر از مذهبش به آن دل نبند د. هركجاي دنيا ودرهر تاريخي اگر شرايط مشابهي پيش بيايد ، مردماني هستند كه با ايثار مال وجان ، چنين فرهنگي را باز توليد كنند. انقلاب اسلامي ايران وجنگ تحميلي شاهد زنده وخوبي براين مدعا است . تا زماني كه مسئولان ورهبران هرنظام ، ثروت وقدرت واطلاعات را عادلانه توزيع مي كنند، فضاي معنايي واهدف وآرمان ها ي جامعه وشبكه مفاهيم والگوها وظاهر وباطن آنها با نسل هاي جديد يكسان خواهد ماند . با اين همه اين مقاله در پي پاسخگويي به اين سؤال است كه فرهنگ ايثار وشهادت با نسل هاي جديد چه مي كند وچه تاثيراتي برآنها مي گذارد؟ آثار فرهنگ ايثار وشهادت تاثير شگرف فرهنگ پربار ايثاروشهادت درگستره جهان بيني ملل ديني ازجلوه ممتازي برخوردار است اين فرهنگ با هويت قدسي خود توانايي سرشاري رادرمتأثر ساختن نهادهاي اجتماعي وساختارهاي سياسي به انضمام بافت فرهنگي جامعه دارا مي باشد وبي شك برترين اصل براي كسب رشد اجتماعي محسوب مي شود . شهادت كه نتيجه سلامتي روان، روحيه شجاعت وانتخاب آگاهانه است، مقاومت وپويايي جامعه را به دنبال دارد. چرا كه ريشه درقدرت ، صبر واستقامت ومبارزه با كفردارد واين عوامل درمجموع مقاومت جامعه را بالا برده واجتماعي را محرك وپويا مي سازد. درزير به برخي ازآثار فرهنگ شهادت درجامعه مي پردازيم . 1-پاسداشت حرمت وحكمت نسل گذشته: درگذشته همواره جوانان مظهر خامي وجهالت وپيران مظهر خردمندي وفضيلت بودند. هيچ فعل وانفعال نابخردانه اي ازپيران انتظارنمي رفت .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 23:51  توسط حمید مردانیان  | 

موضوع:اختلافات ایران و امریکا و موضع گیری های ایران نسبت به فعالیت های القاعده در عراق(2003-2010)"

سوال:چرا ایران در قبال القاعده در عراق سیاست های دوگانه ای را اتخاذ کرده است؟

 

اشغال عراق در سال 2003 روابط ایران با این کشور وارد مرحله ی نوینی شد.مرحله ای که تهران در آن از یک سو نگران تسری نا امنی های بغداد به تهران بود و از سوی دیگر احتمال تهاجم امریکا با استفاده از خاک عراق به ایران را کشور می داد.

در نهایت ترس از تهاجم امریکا در اندیشه ی سیاست گذاران ایرانی,بر خطر تسری ناامنی ها فائق آمد و تهران برای مقابله با این احتمال,نا امن سازی عراق جهت درگیر ساختن آمریکا در آن کشور را در راس برنامه های خود قرار داد.

ایران از استقرار اوضاع در عراق اشغالی و تثبیت اوضاع امنیتی آن کشور بیمناک بود و از طرف دیگر خود را در کنار کشور هایی می دید که از سوی امریکا محور شرارت خوانده می شدند و در اولویت برنامه ی تغییر رژیم آن کشور قرار داشتند.

از سوی دیگر ایران از گسترش نا امنی و بی ثباتی در عراق و خروج امور از کنترل دولت مرکزی نیز بیم داشت,چرا که همچون سایر همسایگان عراق نگران تسری نا امنی داخلی این کشور به درون مرزهای خود بود.

بدین ترتیب از سال 2003 ایران سیاست های خود را در قبال عراق با توجه به این دو جهت متقابل تنظیم کرد.در واقع تحولات ایجاد شده و شکل گیری عراق جدید فصل جدیدی را در روابط دو کشور کرده است
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 22:10  توسط فائزه مرادی حقیقی  | 

-

بسم الله الرحمن الرحیم

مهدی خدایی

موضوع: خشونت طلبی اسلامگرایی بنیادی

پرسش اصلی: چرا بنیاد گرایان دست به خشونت می زنند؟ 

فرضیه : خشونت بنیادگرایانه پاسخی متقابل به رفتار فضای سیاسی زیست داخلی آنها و سلطه غرب در فضای بین الملل تحت عنوان احیاء طلبی دینی می باشد.

هر چند برخی از روشنفکران مسلمان معتقدند باید میان نوگرایی دینی با بنیادگرایی یا رادیکالیسم دینی تفکیک قایل شد ولی بنيادگرايي اسلامي در طول حيات خود تحولات مختلف را پشت سر گذاشته است واين سير تحول به افراطي تر شدن هر چه بيشتر آن انجاميده است. اگر از بار معنایی ای که واژه بنیادگرایی به لحاظ تاریخی در اروپا و فرهنگ اروپایی یافته است، صرف نظر کنیم، حقیقت این است که تمامی جنبش های اسلامی معاصر را می توان به نوعی بنیادگرا به شمار آورد، زیرا شعار همه آنان بازگشت به ریشه ها و اصول است . بنیادگرایی اسلامی در شکل کلی آن به معنای بازگشت به آموزه های قرآن و سنت و احیای الگوی آرمانی حکومت اسلامی است . تا کنون حدود مفهومی واژه بنیادگرایی اسلامی به گونه ای که دقیقا قابل تشخیص و تمیز باشد، مشخص نشده است . محققان و متخصصان اسلام سیاسی معاصر، معانی متفاوتی از آن در نظر گرفته اند که از رادیکالیسم و تندروی و خشونت گرفته تا تجدید حیات طلبی اسلامی و اصلاح دینی در نوسان است. سامی زبیده بنیادگرایی اسلامی را چنین تعریف می کند: « بنیادگرایی اسلامی، اصطلاحی است که در مناقشات کنونی پیرامون خاورمیانه سربرآورده است . دایره شمول این اصطلاح دقیقا مشخص نیست; همین قدر روشن است که با این اصطلاح به جنبش ها و افکار سیاسی جدیدی اشاره می شود که غالبا مخالف و مبارز هستند و برای برپایی نوعی دولت اسلامی تلاش می کنند . این جنبش ها الگوی دولت اسلامی را در تاریخ مقدس جامعه سیاسی اصلی مؤمنان می جویند که محمد پیامبر [ص] در قرن هفتم میلادی در مدینه برپا کرد و در سایه خلافت خلفای راشدین - و در اسلام شیعی، تنها در سایه خلافت یکی از آنان، یعنی علی [ع] - استمرار یافت .»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 21:40  توسط مهدی خدایی  | 

سوال:


فرهنگ سازمانی چه تأثیری می تواند بر فساداداری داشته باشد؟

فساد وتقلب پديده‌هايي هستند كه كليه كشورهاي جهان كم و بيش با آن دست به گريبانند . پيامد هاي مخرب فساد و تضاد آن با منافع عام ، از جمله اتلاف منابع ، كاهش رشد اقتصادي كشورها و كاهش اثر بخشي، باعث توجه روز افزون به اهميت پديده تقلب و فساد در جوامع مختلف شده است.

سازمانهاي جهاني از جمله سازمان جهاني شفافيت، موسسات عالي حسابرسي بين المللي INTOSAI و نيز ساير موسسات منطقه اي مانند مو سسات عالي حسابرسي آسيايي ASOSI ، بانك جهاني و ضمن توجه به فساد و تقلب در جهان، به ارائه رهنمودهايي براي جلوگيري از فساد و تقلب خصوصا در كشورها و سازمانهاي عضو اقدام كرده‌اند و در آنها توجه به ارتقاي فرهنگ ارزش‌مداري، صداقت ، مسئوليت و پاسخگويي ، به‌عنوان عوامل پيشگيري كننده‌ مورد توجه قرار گرفته است.

رويكرد اصلي اين مقاله با توجه به تاثير متقابل فرهنگ سازماني و فساد ، براساس مدل ارائه شده ،بر آن توجه دارد كه فرهنگ سازماني قوي از جمله فاصله قدرت پايين ، فرد گرايي و ابهام گريزي و تاثيرات اين ابعاد در بروز عدالت خواهي ، جلوگيري از تبعيض وحاكميت شفافيت، مي‌تواند باعث مهار فساد و مانعي در فراگير شدن آن و نهايتا منجر به رونق و رشد و بالندگي جامعه شود و نياز به برخوردهاي قهر آميز و تنبيه راباتوجه به عوارض نامطلوب آن تا حد زيادي كاهش دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 21:24  توسط محمد رضا امیرزاده  | 

سوال پژوهش: علت مشارکت امریکا در کودتای 28 مرداد سال1332 چه بود.؟

 

فرضیه: اهمیت ژئوپلیتیکی ایران در سال1953 مهمترین عامل مشارکت امریکا در کود تای 28مرداد بوده است.

 

بررسی ادبیات موضوع(پیشینه تحقیق):درباره کوتای 28 مرداد  ومشارکت امریکا در ان اثار فراوانی به رشته تحریر در امده است که ما در اینجا بر اساس مطالعه تعدادی به دسته بندی انها میپردازیم.

دسته اول اثاری هستند که صرفا ارزش ژورنالیستی داشته وتنها به ذکر وقایع بدون تجزیه وتحلیل مسائل میپردازند،این دسته اثار به دلیل انکه پدید اورندگانشان بعضا شاهدان عینی حوادث بوده اند ارزشمند میباشند.از این گروه اثار میتوان به کتاب قلم وسیاست نوشته محمد علی سفری اشاره کرد که در بیست ودو فصل به ذکر حوادث تاریخی از شهریور 1320 تا 28 مرداد1332 میپردازد.وی که درسالهای 1951تا1953 خبر نگار روزنامه باخترامروز بوده با استفاده از تجربه روزنامه نگاری در صددپوشش خبری گسترده به حوادث ان سالیان میباشد.در کل این اثار صرفا به صورت ژورنالیستی بوده ودر صدد توصیف  ووقایع نگاری بر امده وسعی در تحلیل ابعاد موضوع نکرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 21:17  توسط آرش بیدالله خانی  | 

  فرضیه:

  " ناکارآمدی نهادهای بین المللی, باعث طولانی شدن جنگ ایران وعراق شده است."

 

نا کارآمدی نهادهای بین المللی:

                                        1  - عدم صدور قطع نامه وبیانیه متاسب با شرایط جنگ.  

                                        2- عدم تشکیل جلسه ضروری ورسمی برای پایان دادن به جنگ .

                                        3- حضور بضی از کشورهای طرفدار عراق در جلسات شورای امنیت.

                                        4- عدم توجه به حملات شیمیایی عراق علیه ایران در جنگ.

 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 20:48  توسط ستار آهنین جان  | 


سوال آغازین

چه عوامل و متغیرهایی باعث آغاز و همچنین گسترش روابط، بین ایران و ایالات متحده آمریکا از آغاز تا سال 1325 گردید؟

 سوالات فرعی

 

1-     آیا جهت گیری قدرت سوم در بین مقامات ایرانی در شروع روابط با آمریکا موثر بوده است؟

2-     خطر کمونیست  چه تاثیری در تغییر رفتار امریکا نسبت به ایران در این دوره داشت؟

3-     آیا رقابت پنهان آمریکا با انگلستان را می توان از عوامل موثر در گرایش به نفوذ در ایران دانست؟

4-     آیا منافع آمریکا در منطقه و تامین آن هم از لحاظ موقعیت سوق الجیشی ایران و هم از لحاظ منابع نفتی در درگیر شدن آمریکا در سیاست های ایران تاثیر گذار بوده است؟

5-     آیا چارچوب مطرح شده یعنی نظریه پیوستگی جیمز روزنا ، برای بررسی روابط دو کشور در این دوره قابلیت بررسی را دارد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 20:37  توسط هادی آخوندی  | 

موضوع:حضور ناتو در خلیج فارس و امنیت ملی ایران

سؤال:پیرو فروپاشی شوروی و پایان جنگ (1991) و شکل گیری معضل هویتی در تداوم موجودیت ناتو طرح گسترش ناتو به شرق به عنوان یک راهکارعملی در درون این نهاد مورد پذیرش قرار گرفت . در همین راستا بعد از اجلاس سال 2004 استانبول و ذیل راهبرد کلان گسترش ناتو به شرق حضور در خلیج فارس و بسط چتر امنیتی این نهاد تصویب شد . به همین روی با وجود حضور مداوم نیروهای آمریکایی درمنطقه با توجیه ایجاد نظم منطقه ای و حمایت از متحذان عرب خود تصویب این طرح (حضور ناتو ذر خلیج فارس) بی شک با قبض و بسط فضای امنیتی کشورهای منطقه مواجه خواهد بود . در همین راستا با توجه به نوع مناسبات ایران با غرب و به ویژه ایالات متحده این سؤال مطرح می شود که حضور ناتو در خلیج فارس چگونه فضای ایران را متأثر می نماید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 20:5  توسط ابوذر بهزادی  | 


دكتركيومرث اشتريان فارغ التحصيل دانشگاه لاوال كانادا در رشته سياستگذاري عمومي و در حال حاضر استاديار و عضو هيات علمي گروه علوم سياسي دانشگاه تهران ميباشند . ايشان مؤلف چند كتاب و چندين مقاله به زبانهاي فارسي فرانسه و انگليسي و نيز داراي فعاليتهاي اجرايي در چند حوزه سياستگذاري عمومي مي باشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 17:31  توسط   | 

پژوهش با فرضيه آغاز مي شود نه با پرسش!

دكتر كيومرث  اشتريان

عضو هيئت علمي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران

 

مقدمه

ايده اصلي اين مقاله آن است كه داشتن يك  پرسش براي آغاز كار پژوهشي كافي نيست .  پژوهش عملا با فرضيه آغاز مي شود و نه ضرورتاً با طرح يك سوال. توجه به واژه هاي«عملا» و «آغاز» در اين جمله اساسي است. اين سخن بدان معناست كه يك پژوهشگر با داشتن يك پرسش در مقام بهت و سرگشتگي است اين سرگشتگي مي تواند باعث بي تحركي و خمودگي شود؛ پرسش بخودي خود بهت آور وخنثي است. تنها فرضيه است كه پژوهشگر را وادار به حركت براي تاييد و تكذيب مي نمايد.

اين مقاله از سنخ مقاله هاي مقدمه اي (Introduction) نيست. از اينرو ضرورتاً در پي آن نيست تا شرحي جامع از مبحث فرضيه در علوم اجتماعي را بيان نمايد. چنين كاري هم در تاليفات وهم در ترجمه ها بوفور انجام شده است كه در پايان اين مقاله به تعداد اندكي از آنها اشاره شده است. اما به هر حال ناچاريم به فراخور حال به برخي از مباحث مقدماتي (همچون تعريف فرضيه، ويژگيهاي يك فرضيه "خوب" و...) نيز بپردازيم. خلائي كه اين مقاله در پي پر كردن آن است عبارتست از: 1) نشان دادن اهميت فرضيه براي "آغازعملي" كار پژوهش، 2) رابطه فرضيه با مساله پژوهش، 3) تمركز بر فرضيه هاي پژوهشي در علوم سياسي و4)  ساده سازي مباحث مربوط به فرضيه براي دانشجويان دوره كارشناسي علوم سياسي است.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 17:1  توسط   | 

مهندسي سوال : راهنماي عملي طرح سوال پژوهش

گويند شيئي در اطاقي گم شده بود كسان بسياري براي پيدا كردن شي گمشده وارد اطاق مي‌شدند و پس از باز كردن در و كنار زدن پرده‌اي كه مقابل آن آويخته شده بود به جستجو مي‌پرداختند ولي نمي‌توانستند شيئ گمشده را پيدا كنند. فقط يك نفر توانست  آن را بيابد و آن هم جستجوگر موفقي بود كه پس از باز كردن در, پرده‌ي آويخته شده  را به كناري نزد و جستجو را از همان پرده آغاز كرد… شي گمشده به پرده ي آويخته الصاق شده بود! پرده‌اي كه هيچ كس توجهي به آن نمي‌كرد و بلافاصله پس از ورود, آن را به كنار مي‌زد.

حكايت سوال پژوهش هم‌چنين سرنوشتي دارد پيدا كردن گمشده اصلي در پژوهش در مرحله طرح سوال نهفته است. مرحله‌اي كه بسياري ازدانشجويان و پژوهشگران تازه كار به آن بي‌توجهي مي‌كنند. كسان بسياري با طرح يك موضوع كلي و مبهم با تصور اينكه يك سوال درست در ذهن دارند به جستجوي پاسخ مي‌پردازند كه البته هيچگاه هم به پاسخي شفاف نمي‌رسند. بايستي به آنها نهيب زد كه پژوهشٍ خود را پس از طرح موضوعي كلي شروع نكنند. پژوهش با جستجو براي تهيه يك سوال دقيق شروع مي‌شود. جستجوي يك سوال دقيق و شفاف يكي از بخش هاي اصلي پژوهش است… براي طرح يك سوال هم بايستي به پژوهش پرداخت.

چگونه مي‌توان به يك سوال دقيق دست يافت؟

تفكر عميق و پيوسته و تامل بسيار در سوال بايستي روح كلي حاكم بر جستجوي ما براي دسترسي به يك سوال شفاف باشد. براي نيل به اين مقصود مي‌توان از تكنيكهاي عملي بهره جست. اين تكنيكهاي عملي ابزارهاي تفكر هستند ونه خود تفكر. انديشه ورزي را آسان‌تر مي‌كنند و به راهنمايي عملي دانشجويان در دستيابي به يك سوال شفاف مي‌پردازند. در اين مقاله به چند تكنيك ساده ولي در عين حال ظريف و پراهميت اشاره خواهد شد. بي‌ترديد مي‌توان به اين تكنيك ها افزود و بسته به مشكلات خاص دانشجويان و چاره‌هايي كه براي آنها مي‌انديشيم مي‌توان به ابداع تكنيكهاي جديد مبادرت ورزيد. تكنيكهاي ذيل حاصل تجربه نويسنده در تدريس درس روش تحقيق در علوم اجتماعي در مقطع كارشناسي وكارشناسي ارشد در چند دانشگاه كشور مي‌باشد.




 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 16:59  توسط   |