پژوهش با فرضيه آغاز مي شود نه با پرسش!

پژوهش با فرضيه آغاز مي شود نه با پرسش!

دكتر كيومرث  اشتريان

عضو هيئت علمي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران

 

مقدمه

ايده اصلي اين مقاله آن است كه داشتن يك  پرسش براي آغاز كار پژوهشي كافي نيست .  پژوهش عملا با فرضيه آغاز مي شود و نه ضرورتاً با طرح يك سوال. توجه به واژه هاي«عملا» و «آغاز» در اين جمله اساسي است. اين سخن بدان معناست كه يك پژوهشگر با داشتن يك پرسش در مقام بهت و سرگشتگي است اين سرگشتگي مي تواند باعث بي تحركي و خمودگي شود؛ پرسش بخودي خود بهت آور وخنثي است. تنها فرضيه است كه پژوهشگر را وادار به حركت براي تاييد و تكذيب مي نمايد.

اين مقاله از سنخ مقاله هاي مقدمه اي (Introduction) نيست. از اينرو ضرورتاً در پي آن نيست تا شرحي جامع از مبحث فرضيه در علوم اجتماعي را بيان نمايد. چنين كاري هم در تاليفات وهم در ترجمه ها بوفور انجام شده است كه در پايان اين مقاله به تعداد اندكي از آنها اشاره شده است. اما به هر حال ناچاريم به فراخور حال به برخي از مباحث مقدماتي (همچون تعريف فرضيه، ويژگيهاي يك فرضيه "خوب" و...) نيز بپردازيم. خلائي كه اين مقاله در پي پر كردن آن است عبارتست از: 1) نشان دادن اهميت فرضيه براي "آغازعملي" كار پژوهش، 2) رابطه فرضيه با مساله پژوهش، 3) تمركز بر فرضيه هاي پژوهشي در علوم سياسي و4)  ساده سازي مباحث مربوط به فرضيه براي دانشجويان دوره كارشناسي علوم سياسي است.


ادامه نوشته

مهندسي سوال : راهنماي عملي طرح سوال پژوهش

مهندسي سوال : راهنماي عملي طرح سوال پژوهش

گويند شيئي در اطاقي گم شده بود كسان بسياري براي پيدا كردن شي گمشده وارد اطاق مي‌شدند و پس از باز كردن در و كنار زدن پرده‌اي كه مقابل آن آويخته شده بود به جستجو مي‌پرداختند ولي نمي‌توانستند شيئ گمشده را پيدا كنند. فقط يك نفر توانست  آن را بيابد و آن هم جستجوگر موفقي بود كه پس از باز كردن در, پرده‌ي آويخته شده  را به كناري نزد و جستجو را از همان پرده آغاز كرد… شي گمشده به پرده ي آويخته الصاق شده بود! پرده‌اي كه هيچ كس توجهي به آن نمي‌كرد و بلافاصله پس از ورود, آن را به كنار مي‌زد.

حكايت سوال پژوهش هم‌چنين سرنوشتي دارد پيدا كردن گمشده اصلي در پژوهش در مرحله طرح سوال نهفته است. مرحله‌اي كه بسياري ازدانشجويان و پژوهشگران تازه كار به آن بي‌توجهي مي‌كنند. كسان بسياري با طرح يك موضوع كلي و مبهم با تصور اينكه يك سوال درست در ذهن دارند به جستجوي پاسخ مي‌پردازند كه البته هيچگاه هم به پاسخي شفاف نمي‌رسند. بايستي به آنها نهيب زد كه پژوهشٍ خود را پس از طرح موضوعي كلي شروع نكنند. پژوهش با جستجو براي تهيه يك سوال دقيق شروع مي‌شود. جستجوي يك سوال دقيق و شفاف يكي از بخش هاي اصلي پژوهش است… براي طرح يك سوال هم بايستي به پژوهش پرداخت.

چگونه مي‌توان به يك سوال دقيق دست يافت؟

تفكر عميق و پيوسته و تامل بسيار در سوال بايستي روح كلي حاكم بر جستجوي ما براي دسترسي به يك سوال شفاف باشد. براي نيل به اين مقصود مي‌توان از تكنيكهاي عملي بهره جست. اين تكنيكهاي عملي ابزارهاي تفكر هستند ونه خود تفكر. انديشه ورزي را آسان‌تر مي‌كنند و به راهنمايي عملي دانشجويان در دستيابي به يك سوال شفاف مي‌پردازند. در اين مقاله به چند تكنيك ساده ولي در عين حال ظريف و پراهميت اشاره خواهد شد. بي‌ترديد مي‌توان به اين تكنيك ها افزود و بسته به مشكلات خاص دانشجويان و چاره‌هايي كه براي آنها مي‌انديشيم مي‌توان به ابداع تكنيكهاي جديد مبادرت ورزيد. تكنيكهاي ذيل حاصل تجربه نويسنده در تدريس درس روش تحقيق در علوم اجتماعي در مقطع كارشناسي وكارشناسي ارشد در چند دانشگاه كشور مي‌باشد.




 

ادامه نوشته